#شبهات
#سوال_جواب ⁉️
موضوع:
#ولایت_فقیه
وظایف اصلی ولایت فقیه( رهبری) چیست؟
پاسخ:
در هر حال به صورت خلاصه بیان میگردد که «ولایت فقیه»، همان «ولایت فقه اسلام»، یعنی قبول حاکمیت قوانین اسلامی، به جای قوانین من درآوردی شرق و غرب و التزام به آن است.
بدیهی است هر نظامی، چه در قانون اساسی خود و چه در سایر قوانین مدنی، حقوقی و کیفریاش، از قوانینی برخوردار میباشد که منطبق با اصول و اهداف آن نظام است و اگر آن نظام احیاناً مردمی (دموکراسی واقعی) نیز باشد، این اصول و قوانین بر اساس خواست و رأی مردم حاکم میگردد. و در همه نظامات نیز رهبری و فصل الخطاب وجود دارد.
در نظام جمهوری اسلامی ایران، «ولایت فقه اسلامی» پذیرفته شده است. لذا رهبری نظام نیز باید برعهده یک «فقیه» واجد شرایط باشد. و ولایت فقیه یکی از فقهایی است که از میان سایر فقها برای پذیرش این مسئولیت انتخاب و عهده دار میگردد.
پس ولایت فقیه، مقولهی جدیدی نیست، همان ولایتی است که همه فقها و مراجع از آن برخوردار بوده و هستند و تقلید از آنان بر کسی که خودش مجتهد نیست واجب بوده و هست. منتهی اگر نظام اسلامی مستقر شد، ضرورت و امکان اجرای تمامی احکام اسلامی در مسائل متفاوت اجتماعی، از جمله، حکومت، قضا، اقتصاد، صلح، جنگ و ...، میسر و اجتناب ناپذیر میگردد. لذا ولایت آن فقیه نیز از محدودهی احکام شخصی (نماز، طهارت، روزه و ...) گستردهتر میشود و اطاعت از احکام حکومتی وی، حتی بر فقها و مراجع نیز واجب میگردد. هر چند که نظر شخصیشان موافق آن نباشد. و باید دقت نمود که این التزام انحصار در فقه شیعی یا قوانین اسلامی ندارد، بلکه در هر نظامی قوانینی تدوین میشود که بسیاری با آن مخالف هستند، اما همین که تصویب شد، همگان ملزم به رعایت آن میباشند و اگر تخلف کنند، جرم محسوب میگردد.
با توجه به نکات فوق، دو مهم نیز روشن میشود: اول آن که «ولی فقیه» یکی از مسئولین اجرایی کشور، مانند رئیس جمهوری، وزیر، مدیر کل، شهردار و ... (که به صورت مستقیم یا غیر مستقیم از سوی مردم انتخاب میشوند) نبوده و عهدهدار وظایف محوله به آنان نمیباشد. و دوم آن که متناسب با وظایف محوله در فقه راجع به فقیه، مرجع، حاکم شرع (در جهان اسلام) و هم چنین وظایف بیان شده در قانون اساسی، وظایف و بالتبع اختیاراتی دارد.
وظایف مندرج در قانون اساسی:
در ذیل وظایف مندرج در بند 110 قانون اساسی ایفاد میگردد که البته باید توجه شود که هر کدام از این وظایف، گسترهی بسیار وسیع و نیز تعاریفی دارد. به عنوان مثال وقتی بیان میشود «نظارت بر حسن اجرای سیاستهای كلی نظام»، فرق دارد با نظارت به عملکرد مثلاً وزارت بازرگانی یا شهرداریها. برای آنها نیز قوانین، چارچوبها و سازمانهایی برخوردار از شرح وظایف وجود دارد. هر چند که اگر در سیستم اداره کشور نیز تصمیمی از سوی آنها اتخاذ شود که با «سیاستهای کلی نظام» منافات یا مغایرت داشته باشد، رهبری وارد میشود. مانند: انرژی هستهای.
j๑ïท ➺°.•|
http://eitaa.com/joinchat/3476422671C332e5d0909