🇮🇷🇵🇸 🔰درس‌ها و عبرت‌های ماجرای اوکراین (۲) 🍃🌹🍃 ۳. افشای ماهیت بازیگری آمریکا در نظام بین‌الملل برخلاف خوش‌بینی برخی افراد و جریان‌ها در داخل ایران که معتقدند با برقراری رابطه با و وابستگی به او، می‌توان از حمایت این کشور برخوردار شد و مشکلات کشور را حل کرد، اولاً باید گفت که آمریکا تاکنون نه تنها مشکل هیچ کشوری را حل نکرده است، بلکه خود منشأ مشکلات بسیاری از کشور‌هایی است که با آن رابطه دارند. مگر اکنون در وابستگی کامل و حتی وابستگی امنیتی و دفاعی به آمریکا قرار ندارد، آیا اتکا به آمریکا توانست امنیت و عزت اوکراینی‌ها را تأمین کند؟ منفی بودن پاسخ واضح است. ثانیاً واقعیت‌های تاریخ روابط بین‌الملل نشان می‌دهد قدرت‌های بزرگ همواره دیگران را وجه‌المصالحه خود قرار می‌دهند و تنها به منافع خود می‌اندیشند. هم‌اکنون بدون در نظر گرفتن منافع اوکراین، حتی حاضر است ضمن به تأخیر انداختن پذیرش اوکراین در ناتو، سرزمین‌های جدا شده از این کشور به دست روسیه و الحاق آن‌ها به روسیه را به رسمیت بشناسد و در عین حال، برای حفاظت از اوکراین در برابر روسیه، بر منابع و معادن این کشور تسلط پیدا کند. درواقع، ترامپ درصدد است در ازای کاری که آمریکا انجام نداده؛ یعنی حفظ امنیت اوکراین و دفاع از این کشور و همچنین عضویت اوکراین در ناتو، امتیازات سنگینی از این کشور دریافت کند. گفتنی است، ترامپ درصدد است در مذاکرات با ایران نیز اینگونه مدلی را تکرار کند؛ به این ترتیب که ایران باید ابتدا حاضر به قبول خلع سلاح و تعطیلی صنعت هسته‌ای خود باشد و سپس وارد با آمریکا شود؛ مذاکراتی که اولاً معلوم نیست که به نتیجه برسد و ثانیاً در صورت به نتیجه رسیدن، آمریکا هیچ تعهدی بابت اجرای تعهدات خود نمی‌دهد. ماهیت بازیگری آمریکا در روابط بین‌الملل اینگونه است و مشخص نیست که چرا برخی جریان‌ها با نادیده گرفتن این واقعیت روشن، در هر شرایطی از ضرورت مذاکره با آمریکا سخن می‌گویند و حاضر به حذف آمریکا از قاموس فکری و ایده حکمرانی خود نیستند. ۴. مسئله اصلی ایران، قوی شدن است با توجه به آنچه گفته شد، برخلاف تصور رایج، مسئله یا محور اصلی برای حل مشکلات کشور نه برقراری رابطه با این یا آن کشور، بلکه تلاش برای قوی‌سازی ایران در ابعاد و حوزه‌های گوناگون است؛ زیرا در نظام بین‌الملل کنونی که در حال گذار به یک نظم جدید قرار دارد، آنچه منافع کشور‌ها را تأمین می‎کند، میزان اتکای آن‌ها به عوامل و بنیان‌های درونی قدرت است و اگر کشوری می‌خواهد در نظم جدید بین‌المللی به سرنوشتی مانند اوکراین مبتلا نشود، باید خود را قوی کند. بر این اساس، راهبردگذاری کلان نظام به سمت قوی شدن، یک راهبرد آینده‌نگرانه و متقن است که باید بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد. در همین زمینه باید گفت، اگر جمهوری اسلامی ایران در ترتیبات سیاسی و دفاعی نوین در نظام بین‌الملل با حضور قدرت‌هایی، چون روسیه و چین مشارکت داده می‌شود، به‌دلیل تولید قدرت درون‌زایی است که در این حوزه‌ها ایجاد شده است و بر این اساس، در حوزه‌ی اقتصادی نیز اگر خواهان نقش یافتن در ترتیبات نوین در نظام بین‌الملل هستیم، به جای جست‌وجوی راه‌حل مشکلات این حوزه، باید درصدد تقویت قدرت اقتصادی خود با اتکا به ظرفیت‌های داخلی باشیم. ✍ مصطفی قربانی 🔘این کانال یک اتاق تحلیلی و تبیینی است : https://eitaa.com/majmaehadianbasir