«فراکسیون جهادی» پادزهر «القای ناکارآمدی»! (یادداشت میهمان)
۱- تلاش عجیب و مشکوکی از سوی اصلاحطلبان و مردودین از سوی مردم، به مدد رسانههای بیگانهای مثل بیبیسی و صدای آمریکا برای تغییر محاسباتی اذهان منتخبان جدید ملت در حال انجام است. نکته مهم و تعجببرانگیز این است که پیش و بیش از اینکه این جماعت به شکست خود و دلایل آن بپردازند، در باره اینکه نیروهای جهادی و انقلابی چگونه باید باشند و چگونه نباید باشند، نظر میدهند! حال آنکه اگر بایدها و نبایدهای آنها جواب میداد اکنون اوضاع مملکت و همچنین خود آنها چنین نبود و علاوه بر «شکست سیاسی» متحمل چنین «شکست حیثیتی» سنگینی نمیشدند تا برای رهایی و تحتالشعاع قرار دادن آن به بیان هر خزعبلاتی متوسل شوند. وحشت از عمل کردن مجلس یازدهم به وظایف اصلی خود بهخصوص برگرداندن دولت به ریل قانون و جلوگیری از بیقانونیهای مکرر موجب شده تا جریان غربگرای داخلی با خط گرفتن از حامیان سیاسی- رسانهای خارجی، برای پوشاندن «ناکارآمدی گذشته خود»، «ناکارآمدی آینده نظام» را در جهت ناامیدی هرچه بیشتر مردم القا کنند. در این سناریو چهار عملیات روانی همزمان را در دستور کار سیاسی- رسانهای خود قرار دادهاند: اول هراسافکنی از ایستادگی در برابر دیکتاتوری و غیرقانونی عمل کردن دولت و حیف و میل بیتالمال بهخصوص گم شدن 5/2 میلیارد ارز ۴ هزار و ۲۰۰ تومانی. دوم هراسافکنی از ایستادگی در مقابل فشارها و دیکتاتوری و سلطه آمریکا در سیاست خارجی، سوم هراسافکنی بیش از حد و کاذب درباره ویروس کرونا و اختلافافکنی در روابط با کشورهای دوست و چهارم بهرهبرداری از این هراسافکنیها برای القای ناکارآمدی و ضرورت مذاکره با آمریکا بهعنوان دشمن اصلی ملت ایران! نکته جالب اینکه بهجای راه انداختن«کمپین نه به برجام و مذاکره»، «کمپین نه به تحریم و کرونا» راه انداختهاند و پیگیری مطالبات مردم را «مرید جمع کردن با دستاویز کرونا» القا میکنند در حالی که پیگیری منافع جناحی خود و اربابانشان با دستاویز برجام را مرید جمع کردن نمیدانستند و اکنون نیز بعد از برجام میخواهند با کرونا همچنان مرید کدخدا باقی بمانند!
۲- القا میکنند «مجلس یازدهم برای اینکه بتواند باید با اصلاحطلبان در داخل و آمریکا در خارج ببندد و در مقابل دولت کوتاه بیاید»! البته نمیگویند چرا خود که دولت را در اختیار داشتند و با آمریکا بستند، نتوانستند و آمریکا بعد از برجام به ریش آنها خندید! نمیگویند چرا نیروهای انقلابی توانستند بدون رابطه با آمریکا و بدون اصلاحطلبان، به مدد دهها طرح جهادی از جمله مسکن مهر و قانون یارانهها،کارت سوخت و... شکاف طبقاتی و ضریب جینی را کاهش دهند و بیشترین مشارکت مردمی در انتخابات کشور را ثبت کنند؟ نمیگویند چگونه در صنعت هستهای، نانوداروها، سلولهای بنیادی، دانشبنیانها، ساخت پهپاد و صنعت دفاعی و موشکی، فرستادن موجود زنده و ماهواره نور به فضا و...و در سیل و زلزله با اردوهای جهادی و در مقابله با کرونا با حضور مومنانه خود توانستند؟ وحشت از این است که نیروهای جهادی در گام دوم انقلاب نیز در اقتصاد خواهند توانست، و همین وحشت آنها را واداشته تا در عملیات روانی خود ادعا کنند اگر مجلس بخواهد در مقابل دولت بایستد(منظورشان عمل به وظیفه نظارتی و هدایت دولت به سمت صحیح است) رهبری اجازه نمیدهد! گویی رهبری موافق هزینه کردن غیرقانونی بیتالمال بدون حساب و کتاب و حل نشدن مشکلات و ادامه ناکارآمدی بخش اقتصادی کشور است!؟ در حالی که رهبری همیشه خطاب به منتخبان ملت تأکید داشتند و دارند «باید از ابزارهای قانونی خود بهویژه بُعد نظارتی به درستی و به موقع استفاده کنند».لذا استفاده قدرتمندانه و قاطعانه از ابزارهای قانونی است که مجلس را به راس امور بر میگرداند و لرزه بر اندام هر متخلفی در مدیریت اجرایی کشور میاندازد و صدالبته مایه آرامش ملت خواهد شد و قطعا اگر کسی بخواهد در برابر برگشتن دولت به ریل قانون مقاومت کند حتما مجلس باید از ابزارهای قانونی خود استفاده کند، در غیر این صورت از سوی مردم و موکلینشان مورد مواخذه قرار خواهند گرفت.
۳- در شش سال اخیر اصلاحطلبان و نفوذیها علیرغم همه ادعاهای دروغینشان نه تنها تلاش کردند مشکلات حل نشود بلکه تلاش مضاعفی کردند تا مشکلات انباشته شده به حدی برسد که در هر دولت و مجلس دیگری نیز حل نشود. بهعنوان مثال سیاست ارز ۴ هزار و ۲۰۰ تومانی و فروش اوراق خزانه در بودجه ۹۹ و ایجاد بدهی ۱۱۸هزار میلیاردی برای دولت بعد از این جمله است و صدها اقدام داخلی و تعهد خارجی دیگر. تلاش دارند بگویند مشکلات با تکیه بر توان داخلی قابل حل نیست و برای همیشه اعتبار و حیثیت انقلابی بودن را زیر سؤال ببرند و برقراری رابطه با آمریکا را بهعنوان یک ضرورت غیرقابل انکار القا و به عبارتی کشور را به یک کشور عادی مورد نظر آمریکا تبدیل نمایند. بر