اشکال ما آدمها این است که هر کدام
به روش خود یکدیگر را دوست داریم،
گاهی ظالمانه، گاهی خودخواهانه،
گاهی مغرورانه، گاهی مالکانه و
گاهی نیز عمیقا عاشقانه،
و چقدر در راه و روشهای خود
در نهایتِ دوست داشتن، قلب
یکدیگر را میشکنیم،
و احساس یکدیگر را جریحهدار میکنیم.
وقتی پای رفتن پیش میآید،
تازه به این فکر میافتیم که کجای
کار ما اشتباه بود؟
رفتن، همیشه با یک خداحافظی
اتفاق نمیافتد، گاهی رفتن،
در انبوهی از ماندن و بودن است …