چه می‌خواهم از دنیا؟ گوشه‌ی دنجی که عایقِ دغدغه باشد و دیوارهایش در مقابل ناامنیِ غم‌ها و خاطرات آدم‌ها، حفاظ داشته باشد. جایی که من باشم و موسیقی و کاغذ و مداد و کتاب‌هایم. من باشم و بی‌خیالی‌ها، من باشم و آرامش، من باشم و تنهایی و جهانی که با من کاری ندارد و آدم‌هایی که سراغم را نمی‌گیرند ... چه می‌خواهم از دنیا؟ مدتی به دور از شلوغی و دغدغه‌ها زیستن، کمی به حالِ خود بودن، کمی خلوت، کمی رفتن، و بی خبر بودن و بی خبر بودن و بی خبر بودن ... ‌ 👤