💠🔱💠🔱💠🔱💠🔱💠🔱 ایه روز🔅(آيه ١٠٢) -سليمان و ساحران بابل! از احاديث چنين بر مى‌آيد كه در زمان سليمانِ پيامبر، گروهى در كشور او به عمل سحر و جادوگرى پرداختند، سليمان دستور داد تمام نوشته‌ها و اوراق آنها را جمع آورى كرده در محل مخصوصى نگهدارى كنند. پس از وفات سليمان گروهى آنها را بيرون آورده و شروع به اشاعه و تعليم سِحر كردند، بعضى از اين موقعيّت استفاده كرده و گفتند: 🔅سليمان اصلاً پيامبر نبود، گروهى از بنى اسرائيل هم از آنها تبعيّت كردند و سخت به جادوگرى دل بستند، تا آنجا كه دست از تورات نيز برداشتند. 🔅هنگامى كه پيامبر اسلام «صلّى اللّه عليه و اله» ظهور كرد و ضمن آيات قرآن اعلام نمود سليمان از پيامبران خدا بوده است، بعضى از احبار و علماى يهود گفتند: از محمّد تعجّب نمى‌كنيد كه مى‌گويد سليمان پيامبر است؟ اين گفتار يهود علاوه بر اين كه تهمت و افتراى بزرگى نسبت به اين پيامبر الهى محسوب مى‌شد، لازمه‌اش تكفير سليمان (ع) بود. 🔅 به هر حال اين آيه فصل ديگرى از زشتكاريهاى يهود را معرّفى مى‌كند كه پيامبر بزرگ خدا، سليمان را به سحر و جادوگرى متّهم ساختند، مى‌گويد: «آنها از آنچه شياطين در عصر سليمان بر مردم مى‌خواندند پيروى كردند» (وَ اتَّبَعُوا ما تَتْلُوا الشَّياطِينُ عَلى مُلْكِ سُلَيْمانَ) . سپس قرآن به دنبال اين سخن اضافه مى‌كند: «سليمان هرگز كافر نشد» (وَ ما كَفَرَ سُلَيْمانُ) . او هرگز به سحر توسّل نجُست، و از جادوگرى براى پيشبرد اهداف خود استفاده نكرد، «ولى شياطين كافر شدند، و به مردم تعليم سحر دادند» (وَ لكِنَّ الشَّياطِينَ كَفَرُوا يُعَلِّمُونَ النّاسَ السِّحْرَ). «آنها (يهود) همچنين از آنچه بر دو فرشتۀ بابل، هاروت و ماروت نازل گرديد پيروى كردند» (وَ ما أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبابِلَ هارُوتَ وَ مارُوتَ) . «در حالى كه دو فرشتۀ الهى (تنها هدفشان اين بود كه مردم را به طريق ابطال سحر ساحران آشنا سازند) و لذا «به هيچ كس چيزى ياد نمى‌دادند، مگر اين كه قبلاً به او مى‌گفتند: ما وسيلۀ آزمايش تو هستيم، كافر نشو» ! و از اين تعليمات سوء استفاده مكن (وَ ما يُعَلِّمانِ مِنْ أَحَدٍ حَتّى يَقُولا إِنَّما نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلا تَكْفُرْ) . 🔅 خلاصه، اين دو فرشته زمانى به ميان مردم آمدند كه بازار سحر داغ بود و مردم گرفتار چنگال ساحران، آنها مردم را به طرز ابطال سحر ساحران آشنا ساختند ولى از آنجا كه خنثى كردن يك مطلب (همانند خنثى كردن يك بمب) فرع بر اين است كه انسان نخست از خود آن مطلب آگاه باشد و بعد طرز خنثى كردن آن را ياد بگيرد، ناچار بودند فوت و فنّ سحر را قبلاً شرح دهند. ولى سوء استفاده كنندگان يهود همين را وسيله قرار دادند براى اشاعۀ هر چه بيشتر سحر و تا آنجا پيش رفتند كه پيامبر بزرگ الهى، سليمان را نيز متّهم ساختند كه اگر عوامل طبيعى به فرمان او است يا جنّ و انس از او فرمان مى‌برند همه مولود سحر است. 🔅 آرى! اين است راه و رسم بدكاران كه هميشه براى توجيه مكتب خود، بزرگان را متّهم به پيروى از آن مى‌كنند. به هر حال آنها از اين آزمايش الهى پيروز بيرون نيامدند «از آن دو فرشته مطالبى را مى‌آموختند كه بتوانند به وسيلۀ آن ميان مرد و همسرش جدايى بيفكنند» (فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما ما يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ) . ولى قدرت خداوند مافوق همۀ اين قدرتها است، «آنها هرگز نمى‌توانند بدون فرمان خدا به احدى ضرر برسانند» (وَ ما هُمْ بِضارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاّ بِإِذْنِ اللّهِ) . «آنها قسمتهايى را ياد مى‌گرفتند كه براى ايشان ضرر داشت و نفع نداشت» (وَ يَتَعَلَّمُونَ ما يَضُرُّهُمْ وَ لا يَنْفَعُهُمْ) . 🔅آرى! آنها اين برنامۀ سازندۀ الهى را تحريف كردند به جاى اين كه از آن به عنوان وسيلۀ اصلاح و مبارزۀ با سحر استفاده كنند، آن را وسيلۀ فساد قرار دادند «با اين كه مى‌دانستند هر كسى خريدار اين گونه متاع باشد بهره‌اى در آخرت نخواهد داشت» (وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَراهُ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ) . «چه زشت و ناپسند بود آنچه خود را به آن فروختند اگر علم و دانشى مى‌داشتند» (وَ لَبِئْسَ ما شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ) . 💠🔱💠🔱💠🔱💠🔱💠🔱