این بود که رهبران مخالفان مذهبی و غیرمذهبی را با برخورد فیزیکی مرعوب سازد. وجه دوم اینکه مردم را به شدت سرکوب کند. و وجهه سوم اینکه میان نیروهای سیاسی (مذهبیها ـ غیر مذهبیها و ملیون مذهبی) تفرقه و تنش بوجود آورد. نقش امام در مقابله با استراتژی مذکور بسیار مهم و کارساز بوده است و البته قیام ۱۹ دی این نقش و هدایت را تمهید و تسهیل ساخت.
6- شکست متحجرین و مروجان نظریهٔ جدایی دین از سیاست
امام خمینی علاوه بر مبارزهٔ سخت و جانکاه با رژیم پهلوی، به مبارزه با مروجان جدایی دین از سیاست و مقدسمآبان درون حوزه نیز میپرداختند. از آغاز قیام ۱۵ خرداد ۴۲ این جریان رودرروی امام قرار گرفت و امام از همان تاریخ، مبارزه دوگانهای را با رژیم و این جریان خطرناک آغاز نمودند. مبارزه با رژیم در ۲۲ بهمن ۵۷ پایان پذیرفت و نظام جمهوری اسلامی جایگزین رژیم پهلوی گردید اما مبارزه با جریان تحجر و مقدسمآب تا پایان عمر امام ادامه یافت.
شدیدترین حمله افشاگرانه امام به این جریان به سوم اسفند سال ۱۳۶۷ باز میگردد. که در این روز پیام تاریخی ایشان خطاب به مراجع اسلام و روحانیون سراسر کشور (منشور روحانیت) در مورد استراتژی آینده انقلاب و حکومت اسلامی صادر شد. امام در این پیام بسیار مهم، ضمن افشای ماهیت و ضربههای این جریان بر پیکر اسلام، مسلمین و انقلاب اسلامی، تصریح نمودند که «پرونده تفکر این گروه همچنان باز است و شیوه مقدسمآبی و دین فروشی عوض شده است». و به طلاب هشدار دادند که «لحظهای از فکر این مارهای خوشش خط و خالی کوتاهی نکنند».
از قیام ۱۵ خرداد به بعد این جریان در برابر انقلابیون قد علم کرد. نه تنها در برابر رژیم سکوت میکرد بلکه بر سر راه مبارزان بویژه امام (ره) سد ایجاد می کرد و با انواع تهمتها و دروغها به مقابله با انقلابیون میپرداخت.
قیام ۱۹ دی کاریترین ضربه را بر پیکر این جریان زد. زیرا این جریان در تلاش بود امام، محور امت قرار نگیرد؛ نام امام بر زبانها جاری نشود؛ امام میدان دار نگردد؛ امام مرجع نشود و اینکه اگر امام از ایران دور باشد بهتر است!
یکی از مهمترین اثرات و نتایج قیام ۱۹ دی این بود که جریان تحجر و مقدسمآبی که مردم را از سیاست پرهیز میداد و روحانیان سیاسی و شخصی امام را به انواع تهمتها و دروغها متهم میساخت، را رسوا کرد.
7- مردمی و فراگیرتر شدن نهضت اسلامی
قیام ۱۹ دی خود حاکی از مردمی بودن نهضت بود اما این قیام نهضت را «مردمیتر» کرد. ابعاد نهضت را تعمیم بخشید. دامنهٔ نهضت را بسط داد و دایرهٔ انقلاب را وسعت بخشید و حلقههای متصله را به هم جوش داد. طلبه با مدرس همدست شد؛ مدرس با علمای برجسته همخوان گردید؛ علمای برجسته با مراجع همآواز شدند؛ همه اینها مردم را به خشم و اعتراض واداشتند و قیام ۱۹ دی رخ داد و این قیام، تهران را با خود همراه کرد؛ شیراز را تکان داد؛ تبریز را به قیام ۲۹ بهمن واداشت ؛ اصفهان را به تحرک جدید کشاند؛ مشهد و اهواز و زنجان و قزوین و کاشان هم با شهیدان ۱۹ دی بیعت کردند و در طول یک سال در سراسر کشور مراسم اربعین، هفتم و سالگرد برگزار شد و این مراسم با محرم و عاشورا و تاسوعا پیوند میخورد.
8- آشکار ساختن ماهیت ضد مردمی رژیم پهلوی
یکی دیگر از نتایج مثبت و مؤثر قیام ۱۹ دی قم این بود که ماهیت ضدمردمی پنهان رژیم پهلوی در دو سطح داخلی و بینالمللی آشکار شد. در قیام ۱۵ خرداد ۴۲ رژیم به سرکوب مردم و روحانیت پرداخت و از سوی هیچ یک از کشورهای جهان حتی شوروی سابق که خود را پرچمدار نظامهای مردمی و انقلابات جهان سومی میدانست، سرزنش و شماتت نشد. سال ۵۴ نیز قیام طلاب مبارز را در مدرسه فیضیه سرکوب و بیش از ۳۰۰ طلبهٔ انقلابی را دستگیر و بازداشت کرد و برخی را به زندان و برخی دیگر را به نظام سربازی برد؛ اینجا نیز چنین شد. اما در ۱۹ دی ۵۶ وضعیت کاملاً دگرگون شد. سرکوب مردم و به شهادت رساندن عدهای از تظاهرکنندگان در این روز، نه تنها رعب و وحشت را تقویت نکرد بلکه باعث شد تا مردم سایر شهرهای ایران با شهیدان قیام قم پیمان ببندند.
در 19 دی بعد از اینکه اعتراضات مردم و تجلیل آنان از مرجع و مقام معنوی و دینی شیعه توسط رژیم با گلوله پاسخ داده شد ماهیت ضد مردمی رژیم آشکار شد. رویکرد خشن و خونبار رژیم، مردم را از رژیم و حامیانش بیزار ساخت. مجامع بین المللی هم دریافتند که محمدرضا پهلوی پایگاه مردمی ندارد و با سیاستهای سرکوب و اختناق، مردم را از خود دور ساخت. همچنین قیام را به سراسر کشور گسترش داد.
قیام ۱۹ دی، بحران مشروعیت برای رژیم به وجود آورد؛ بحرانی که روز به روز شدیدتر شد و در ۲۲ بهمن ۵۷ ارکان رژیم سلطنتی را از میان برد.
9- قطع امید از احزاب و جمعیتهای سیاسی
با قیام مردمی ۱۹ دی ، مشی مسالمتجویانه برخی از مخالفان رژیم که در قالب قانونی فعالیت میکردند، بهشدت زیر سؤال رفت. این گروهها سعی داشتند با اعتراض