📌 یادداشت یکی از دنبال کنندگان صبحانه ای باشهدا
بنام حق
سلام
دل نوشته ای بر حرکت سراسر معنوی اربعین.
هفت شهر عشق را عطار گشت ما هنوز اندر پس یک کوچه ایم.
آنچه در این سفر حالم را گرفت غافل بودن از این همه عشق و شور در سالهای گذاشته بود و اگر عمرم کفاف بده با خود عهد بستم ک از این همه زیبایی هر ساله بهره جویم .
عزیزان جان.
اینجا از خوراکی و میوه و غذا اصلا نباید گفت چون چنان نعمت ب وفور موجود است ک برای دعوت ب خوردن غذایشان بهت التماس میکند.
بهت التماس میکنند ک لباست را بشورن .کفشت را واکس بزنند و پایت را شستشو داده با روغن ماساژ دهند. بهت التماس میکنند ک با آنها برای خواب و استراحت ب منزلشان رفته و تمام خانواده با عشق و کمال ادب در خدمت میهمان باشند.پیر زنی ک دستش از مال دنیا کوتاه بود . تکه کارتنی در دست ب باد زدن هرکس جلوش ظاهر شود مشغول .
طفلان خردسالی ک با دستمال کاغذی در دست پروانه وار بدنبال زوارند .
خواننده ی عزیز جان.
از این مطالب ک بگذریم هرکس سرش را در لاک و کومه ی خویش برده و ب نجوا با حسین ع و خدای حسین ع مشغول است .
یکی را با پای شکسته و عصا بدست دیدم . دیگری معلولی با مشکلات جسمی ولی همه عاشق .
ما سعی میکردیم برای فرار از گرمای طاقت فرسا روز را استراحت کرده و شب رو باشیم .
ولی جالب اینکه در این مسیر شب و روز نمیشناسند.
گروهی در اوج داغی بالای پنجاه درجه در حرکتند .و جمعیت مثل سیل جریان دارند.
هر چه گشتم نتونستم این عشق و ارادت را معنا کنم . هرچه تلاش کردم نتوانستم مثل آنان باشم .
اینجا جالبه آدم را بفکر فرو میبرد ک شاید زمینه ساز ی حکومتی بر پایه عدل و عدالت باشند .
شنیده بودم ک زمانی خواهد آمد که مردم کالا و خدماتشان را با صلواتی معاوضه کنند.ولی نکته جالب اینجاست ک اینها صلواتی هم ازت طلب نمیکنند .
آنچه هست خواهش است و تمنا. در باب خدمات .
آبله ی پایت را بانداژ میکنند .
کیفت را اگر پاره شده باشه تعمیر می کنند و کفشت را دوخته و کفی میگذارند تا راحتتر حرکت کنی.و ...
چنان اینها مهربانند و با محبت ک بی اختیار اشک از چشمانت سرازیر شده و انسان در برابر این همه تواضع آنان سر تعظیم فرود میاورد.
چطور و چگونه این همه انسان را اینها مداوم ساپورت میکنند خودش حدیثی مفصل و دیدنی دارد.
جوانانی را میدیدم سربزیر و آب از چشمه سار چشمان شان جاری چنان ک گویی عزیزی را از دست داده اند.
عزیز جان .
هرچه بگویم . امکان وصف آن حرکت وجود ندارد.اینجا ن کسی از کسی میپرست سیاهی یا سفید ،؟پیری یا جوان ؟خانمی یا آقا ؟ اینجا ملیت و کشور در معنا بیگانه است .
همه زیر لوای یک پرچم و آنهم پرچم امام حسین ع جمع شده اند .
در گوشه گوشه هایی از مراسم عکس شهیدان است ک در بین آنان شهید سلیمانی و ابو مهدی المهندس بعنوان سالار و فرمانده ی شهیدان نشو و نمای با صلابتی دارند .
بقول معروف شنیدن کی بود مانند دیدن.
خوش باشین و در پناه حق تعالی همیشه وجودتان با سلامتی و صحت قرین .
کاری ک از این خس بقول جلال آل احمد بر میاد دعا است برای همه ی هم وطنانم و تمام مردم آزاده ی جهان
و التماسم برای ظهور حجت حق .دعا برای سلامتی و طول عمر و سلامتی رهبری عزیزمان .دعا بر ای سلامتی همه ی پدر آن و مادران .
نایب الزیاره همه تان بودم . و چه زود این مراسم ب پایان رسید.
سعید نیکبختی
مورخه ی ۱۱/ ۶/ ۱۴۰۲
کربلای معلی .
🔹️ صبحانه ای باشهدا
@sobhaneh_ba_shohada