زندگینامه ام البنین قسمت پنجم خواستگاری حضرت علی از ام البنین: حضرت علی(ع) این انتخاب را می پسندد و جناب عقیل را برای خواستگاری از پدر فاطمه میفرستد، او به نزد حزام بن خالد میرود و او با شکوه و سخاوتمندانه به رسم عرب که سه روز از مهمان خود پذیرایی میکنند، پذیرایی کرد، و در روز چهارم حاجت مهمان رو پرسید، عقیل قصد خود از آمدنش را خواستگاری از فاطمه برای امیرالمومنین خواند، حزام متعجب شد و گفت چه نسب شریف و نیکویی اما چه حاجت که به انتخاب دختری بادیه نشین که عقیل گفت امیرالمومنین از همه چیز مطلع هست، حزام اجازه خواست تا نظر مادر دختر را بداند، وقتی نزد ثمامیه رفت او را در حال شانه زدن بر موهای دختر دید که از خواب شب گذشته اش برای مادر می‌گفت: «که در رویا دیده در سرزمین سبز و زیبا هست با نهرهای فراوان که ناگاه از آسمان ماه به دامن او پرتاب می‌شود پس از آن سه ستاره دیگر و ناگهان ندایی آماد که مژده باد بر تو این ماه و سپس سه ستاره ای دیگر و در راس آن کسی که سرو عالمیان بعد از رسول خداست» @sobhbekheyrshabbekheyr