. 🍀گدایی بود که همیشه سر راه مردم می نشست و می گفت: . 🍀یک روز او را دیدند که صبح نشده آمده و باز هم می گوید: . 🍀گفتند: خانه خراب! هنوز هم نکرده است، از این هم زودتر می خواهی بیایی؟ 🍀گفت: شما نمی فهمید من چه می گویم. من قبلاً نمی دانستم که در چقدر است، اینکه می گویم منظورم این است که قبلاً من بی خبر بودم، اگر باخبر بودم زودتر می آمدم. را به دوستانتون معرفی کنید. 🌺 https://eitaa.com/joinchat/1670185009Cbb0874656f🌺