☀️ما غافلیم
📖پسر آیت الله شیخ علی اکبر مرندی اعلی الله مقامه نقل می کند:
«پدرم شبها زود می خوابید تا صبح بتواند برای نماز شب و مناجات برخیزد و وقتی از خواب برمی خاست مقداری چایی مصرف می کرد تا برای مناجات و عبادت نشاط پیدا کند. مادر می فرمودند که یکبار از خواب بیدار شدم، دیدم آقا در دل شب، در آن سکوت مثل ابر بهاری اشک می ریزد و فریاد و ناله عاشقانه ای سکوت شب را در هم شکسته است، با تعجب پرسیدم: آقا! این همه گریه برای چیست؟! آقا فرمودند: از آن چیزی که من اطلاع دارم، اگر شما مطلّع بشوید، به کوهها فرار می کنید! سپس فرمودند: من تعجب می کنم که چرا تا حالا دیوانه نشده ام؟!»
📚منبع:عارف ناشناخته صفحه۵۶
لینک کانال قصص العلماء
https://eitaa.com/ghesasolama