شهید در وقت مرگ ، روی لبش خنده ای شکفت با خون خود نوشت: "آخر فتاد مرغ سعادت به دام ما" "زد روزگار ، سکه ی عزت به نام ما" "مادر" چنان عقاب به بالین او رسید "فرزند" را به سینه ی پر مهر خود فشرد دستی میان اشک ، به موی پسر کشید بر روی "خون گرفته ی" او بوسه ای نهاد در موج اشک گفت: رویت سپید باد ، "شهادت" مبارکت! از ما ببر به شهیدان سلام ما با کشتگان بگو: با ننگ ظلم ، زیستن ما ، حرام ما فرزند پاکزاد مغرور و سر بلند لبخند زد به مادر و در "آخرین وداع" با دیدگان سرخ شهادت نگاه کرد گفتا که: ای عزیزترین تکیه گاه من! بشنو پیام ما: ما کشتگان راه خداییم ، غم مدار پاینده ایم و این بود آخر کلام ما ☫سیاست دشمنان مهدویت @syasatmahdaviyat