سلام الله کاظم خانی| ۱۰ ▪️دومین اعزام قبل از اسارت، برای دومین بار برای جبهه ثبت نام کردم. جنگ ما در راه خدا بود، چرا که ایستادگی در برابر دشمنان بعثی یعنی همان پاسخ به ندای امام حسین (ع) و ما باید به ندای امام حسین(ع) پاسخ می دادیم. امام حسین در روز عاشورا فریاد برآورد که : هل من ناصر ینصرنی؟ آیا کسی هست مرا یاری کند؟ ما اکنون با عزیمت به جبهه ثابت کردیم پیرو امام حسین ( ع) هستیم. 🔻 برای سپاه اقدام کردم اندکی بعد از اینکه از جبهه آمدم و بعد از اینکه دیپلم تجربی ام را از دبیرستان شهید آیت الله دکتر بهشتی (ره) آبیک دریافت نمودم، تصمیم گرفتم وارد سپاه بشوم.حتی فرم عضویت در سپاه را هم پرکرده و تحویل واحد امور پرسنلی سپاه قزوین دادم. 🔻دوستان نیمه راه! اما ناگهان منصرف شدم و مصمم شدم وارد حوزه علمیه بشوم، با دو نفر از دوستانم مشورت کردم که آنها گفتند اتفاقا ما هم تصمیم گرفتیم که در حوزه علمیه ثبت نام نمائیم. یک روز در تابستان سال ۶۲ به اتفاق دو نفر دیگر از دوستان، عازم شهر تهران شدیم تا در حوزه ثبت نام کنیم. در تهران، بطور خیلی اتفاقی آقای عباس محمددوست را دیدیم. ایشان سوال کرد کجا می روید؟ عرض کردیم قصد داریم در حوزه ثبت نام کنیم. ایشان فرمودند : "بهترین حوزه در تهران حوزه علمیه قائم (عج) چیذر هست"، خیلی خوشحال شدیم و خداحافظی کردیم و جهت ثبت نام به حوزه رفتیم. 🔻پدرم ۵ کیسه گندم فروخت تا من در حوزه ثبت نام کردم! قبل از هر چیز ابتدا با آیت الله سید علی اصغر هاشمی علیا در جریان گذاشتیم و گفتیم که قصد داریم طلبه بشویم. ایشان یک شرطی گذاشت و فرمودند یک مبلغی را بعنوان ودیعه و امانت به نام حوزه علمیه بسپارید. من قبول کردم اما دوستانم گفتند: ما بعدا تصمیم می گیریم! از حوزه که خارج شدیم دوستان گفتند: ما پشیمان شدیم و قصد داریم وارد سپاه بشویم. بنده جهت ثبت نام در حوزه، یک معرفی نامه از مسئول امور تربیتی دریافت نمودم، و به مرحوم پدر عزیزم گفتم: حوزه جهت ثبت نام, مبلغی بعنوان امانت از من خواسته است! ایشان فرمودند : مشکلی نیست، «شرکت یوشوند» ۵ کیسه گندم به ما داده است و آنها را می فروشم و به شما پول می دهم. فکر کنم مبلغ سه هزار تومان از پدرم دریافت کردم و معرفی نامه و مبلغ فوق الذکر را به حوزه علمیه تحویل نمودم.ظاهرا ۲۲ شهریور سال ۶۲ وارد حوزه شدم. جهت سکونت در حوزه، حجره ای به من دادند. 🔻دوران طلبگی در حوزه علمیه (عج) در حوزه با مومنان و انسان با ایمان و با کمالات زیادی آشنا شدم از جمله مدیر حوزه، مرحوم حاج آقای رحمانی و جناب آقای مرتضوی . برنامه آموزشی حوزه در تابلوی اعلانات هم اعلام گردید. صبح و بعدازظهر کلاس داشتیم و این خودش خودسازی زیادی داشت. از اساتید بهره مند شدم و با صدور کارت شناسایی حوزه رسماً طلبه شدم. پس از صدور کارت حوزه، معافیت تحصیلی هم صادر شد. به لطف خداوند، زمینه جهت رشد تحصیلی ام فراهم شد. 🔻 مدرسان شهید من اساتید برجسته طلبه جوان، دست پرورده آیت الله سید علی اصغر هاشمی علیا بودند و اساتید من در کتاب جامع المقدمات و ابتدای حوزه بودند که ما را هم با علوم خوزه و هم با مفاهیم جهاد و شهادت و با آرمان های امام و انقلاب اسلامی آشنا کردند. از شهید حسین صیغی، شهید نادری در صرف و نحو، تجزیه و ترکیب بهره گیری نمودم یادشان به یاد باد، راهشان مستدام باد. 🔻معرفت افزایی در طی این چهار سال در حجره های گوناگون زندگی کرده ام و با افراد زیادی هم حجره شده ام، از همه طلبه ها یک نکته خاص تربیتی آموخته ام. منتهی دو نفر از عزیزان در روش زندگی ام نیز تاثیرگذار بودند. از جمله استاد سید مظاهر حسینی و استاد مهدی قاسمی منفرد در برجسته تر شدن مفهوم و حقیقت دعا و طلب در عرفان نظری، در من تاثیرگذارتر بودند. 🔻احیاگر عرفان ناب اسلامی، امام خمینی(ره) ما از طریق اساتید و‌ کتب امام، با نظرات عرفانی آن بزرگوار آشنا شده بودیم و از این جهت امام خمینی(ره) را احیاگر عرفان ناب اسلامی می دانستیم. آزاده اردوگاه تکریت ۱۱ https://eitaa.com/taakrit11pw65