شهید ابراهیم هادی مدتی در جنوب شهر معلم بود؛ مدیر مدرسه‌اش می‌گفت آقا ابراهیم از جیب خودش پول می‌داد به یکی از شاگردها تا هر روز زنگ اول برای کلاس نان‌ و پنیر بگیرد! آقا هادی نظرش این بود که این‌ها بچه‌های منطقه محروم هستند. اکثراً سر کلاس گرسنه هستند. بچه گرسنه هم درس نمی‌فهمد. 📚شهید ابراهیم هادی از کتاب سلام بر ابراهیم