💎داستانی از قدرت طبع شعر ملک الشعرای بهار میگویند روزی ملک الشعرای بهار در مجلسی نشسته بود و حضار برای آزمایش طبع وی 4 کلمه را انتخاب کردند تا وی آنها را در یک رباعی بیاورد. کلمات انتخاب شده عبارت بودند از: خروس، انگور، درفش و سنگ ملک الشعرای بهار سرود: برخاست خروس صبح برخیز ای دوست خون دل انگور فکن در رگ و پوست عشق من و تو صحبت مشت است و درفش جور دل تو صحبت سنگ است و سبوست جوانی خام که در مجلس حاضر بود گفت: این کلمات با تبانی قبلی انتخاب شده اند. اگر راست میگوئید، من 4 کلمه انتخاب میکنم و شما آنها را در یک رباعی بیاورید. سپس این 4 کلمه را انتخاب نمود: آئینه، اره، کفش و غوره. بدیهیست آوردن این کلمات دور از ذهن در یک رباعی کار ساده ای نبود، اما ملک الشعرا شعر را اینگونه سرود: چون آینه نور خیز گشتی احسنت چون ارّه به خلق تیز گشتی احسنت در کفش ادیبان جهان کردی پای غوره نشده موَیز گشتی احسنت http://eitaa.com/joinchat/3144482825C235a600727 👆