"اریش هونکر" ، رهبر آلمان شرقی میبیند که مردم در صف ایستادهاند.
او هم در صف میایستد و از فرد جلویی میپرسد که این صف برای چیست؟
جلویی جواب میدهد که مردم میخواهند اجازه سفر بگیرند و از کشور بروند.
هونکر متوجه میشود که با ایستادن او در صف مردم پراکنده شدند.
از یک نفر میپرسد که حالا چرا یک دفعه صف به هم خورد.
او هم میگوید:
وقتی که تو بروی دیگر لازم نیست ما برویم.
فقط یک نفر کافی است تا یک شهر آباد یا ویران شود.
@tafakornab
داستان وضرب المثل وسخن بزرگان