باسمه تعالی زبان حال حماسه سازان دفاع مقدس: 👇 بشنو حدیث لاله و آوای خون را تکبیر روح افزای گلدشت جنون را ما فاتحان قلّه ی ایثار هستیم ما سر به داران دیار یار هستیم حاشا اگر دشمن در این عصر و زمانه گیرد مدال عزّت ما را نشانه ما مرد میدان خطر بودیم و هستیم در فتنه ها اهل بصر بودیم و هستیم موجیم و آسودن برای ما حرام است ای دشمن دون کار تو با ما تمام است ما با صلابت ، با شهامت ، با شکوهیم در استواری و سر افرازی چو کوهیم دشمن بداند تا که جان در پیکر ماست این جان ناقابل فدای رهبر ماست ای رهبر آزاده ! ما آماده هستیم پیمان خون با لاله های سرخ بستیم هر چند بی امداد حق هیچیم هیچیم لب تر کنی طومار دشمن را بپیچیم با عزم محکم از خطر احرام بستیم قربانی این انقلاب ناب هستیم بر لب نوای " کُلّنا عباس " داریم گل زخم های عاشقی را پاس داریم ما مرد میدانیم ما را ترس جان نیست تسلیم و سازش در مرام عاشقان نیست ما رهروان مکتب پیر خمینیم آزاده همچون شاه مظلومان حسینیم ما پله پله تا ملاقات الهی هرگز ندیده جز ولایت شاهراهی در رگ رگ ما عزّت و شور حسینی است آموزگار جمع مشتاقان خمینی است ما شعر ناب استقامت را سرودیم ما مستحق صد سلام و صد درودیم وقتی خطیب عشق بانگ عاشقی زد آسیمه سر کرديم راه دشمنان سد از کوثر احسان مولا پَر گرفتیم این نیمه جان دادیم و جان از سر گرفتیم با پرچم " انا فتحنا " ناز کرديم از این جهان تا آن جهان پرواز کرديم از کُشته ما خصم دون گر پُشته سازد در این نبرد بی امان آخر ببازد با آنکه غير از محنت دوران ندیدیم بارانی از احساس و سرشار از امیدیم در حلقه ی جانبازی عالم نگینیم مدیون شاه کربلا یعنی حسینیم ما رهرو مرغان خونین بال عشقیم شاگرد دانشگاه بانوی دمشقیم از قهرمان کربلا الگو گرفتیم با عزّت و عزتمداری خو گرفتیم در مسلخ عشق از کسی پروا نداریم بر جبهه جز سر بند یا زهرا نداریم خانه بدوشیم و غم سیلاب هرگز شب گرد عشقیم و در این ره خواب هرگز در اتفاقاتی که پیش روی ما هست باید که راه فتنه های دشمنان بست تدبیر پیر عاشقان فانوس راه است هرگونه کوتاهی در این میدان گناه است ای فتنه گر! فرجام ما خواهی نخواهی باشد شهادت ؛ هدیه سرخ الهی تا کی نفاق از چهره می باری منافق بر خیز و با ما شو در این میدان موافق تا کی دو رنگی با خدا ، چون مارماهی تا کی شرارت ، سر به سر جرم و تباهی مردانگی گر در مرامت ریشه دارد بنگر که دشمن در کف خود تیشه دارد دشمن که باور کرده عزم و همّت ما تا کی نخواهی دید روی عزّت ما در جنب این سیل خروشان چند چندی از فتنه کردن عاقبت طرفی نبندی داغ شقایق ها مدال سینه ی ماست شوق شهادت عادت دیرینه ی ماست آلاله وش داغ عزیزان در دل ماست تقدیم رهبر این سر نا قابل ماست گر مرد و زن در سایه ی عزّت بمیریم از دست دشمن ما امان نامه نگیریم ما عاکف درگاه آن پرده نشینیم حیف است روی مقتدای خود نبینیم از باده ی قالوا بلی پیوسته مستیم در انتظار رؤیت خورشید هستیم ✍ شاعر: امراله عباسی