طنزیم
روز اول حبس از صبح کله سحر که حبسم آغاز شده، خارش تن امانم را بریده. فکر سی روز غل و زنجیر کلافهام میکند. حیف آن همه نارنجک و دینامیت و کپسولی که قرار نیست امشب جایی خرج شود.
#زنداننوشتهای_ابلیس
🔺اعظمسادات موسوی🔺 طنزیم|
@tanzym_ir