دیروز با هم مشغول شستن ظرفهای ناهار بودیم که گفت: مامان میشه بگیم نیکا (دخترعمهش) بیاد خونهمون؟
کمی مکث کردم. تمایل شدیدی واسه نه گفتن در خودم احساس میکردم. میدونستم که این تمایل شدید به خاطر پیامهاییه که از کودکی گرفتیم. بچهی خوب بچهایه که چیزی نمیخواد... درخواست زیادی نداره... کم توقعه... ساکته و...
نمیخواستم بیدلیل نه بگم. واسه همین ازش فرصت گرفتم.
گفتم: اجازه بده یه کم فکر کنم.
(نکته: واسه جواب دادن به درخواستهای بچهها عجله نکنیم. کمی فکر کردن باعث میشه همهی جوانب رو بسنجیم و الکی نه نگیم که با اصرار فرزندمون به بله تبدیلش کنیم و اون فکر کنه که اصرار کردن همیشه مؤثره)
تو فرصتی که گرفتم، به فکرهای تو سرم نگاه کردم:
🔺هفتهی قبل هستی اونجا بوده. هنوز زوده واسه پیش هم بودنشون. نباید اینو بخواد.
🔺 اینطوری بدعادت میشه. فکر میکنه هر هفته میتونن پیش هم باشن.
🔺چرا همش هستی پیشنهاد میده؟ الان عمهش فکر میکنه این بچه پرتوقعه.
🔺خوب نیکا هم خیلی دوست داره با هستی باشه، ولی انگار خویشتنداری میکنه.
همینطور که بهشون نگاه میکردم، میتونستم جنس هر کدومشون رو تشخیص بدم:
🔺باید و نباید
🔺ترس از بدعادت شدن
🔺ترس از قضاوت دیگران
🔺مقایسه
از خودم پرسیدم واقعاً میخوای ترس و باید و نباید و مقایسه، راهبرت باشه؟ ببین میتونی از یه زاویهی دیگه به ماجرا نگاه کنی؟
و باز فکرام رو تماشا کردم:
🔺بچه به ارتباط با همسالانش، «نیاز» داره. تازه توی تعامل باهم کلی چیز یاد میگیرن که هیچ جای دیگه امکان یادگیریش نیست.
🔺نیازهای روانی هم به اندازهی نیازهای جسمی مهمن.
🔺آدم گرسنه آستانهی تحملش میاد پایین و زودرنج و بیتاب و پرخاشگر میشه. واسه همین تو نمیذاری بچهت گرسنگی بکشه. اما گرسنگی روانی هم دست کمی از گرسنگی جسمانی ندارهها!
🔺وقتی نیازهای روانی بچه تأمین میشه، آستانهی تحملش بالاتر میره و تابآوریش بیشتر میشه. مگه نه اینکه تنهایی و بیدوست بودن تو یه ماه اول سال تحصیلی رو به دلگرمی ارتباطش با نیکا، خیلی راحتتر از چیزی که فکرش رو میکردی، تاب آورد؟
🔺 اصلاً چه دلیلی وجود داره که بهش نه بگی؟ خونهشون دوره؟ زحمت زیادی برات داره؟ مگه قرار نیست نه گفتن رو بذاری واسه مواقعی که واقعاً بله گفتن سخته؟
یهو با صدای هستی از تو سرم پرت شدم بیرون:
_ مامان! فکرهاتو کردی؟
_ آره دخترم. میتونیم عصر که بابا اومد، سهتایی بریم پیادهروی و سر راه نیکا رو برداریم و بیاریم خونهمون.
_ آخ جون😍 الان میرم اجازهش رو از عمه میگیرم.
به نقل از خانم دکتر مرضیه رضاییان
https://eitaa.com/tar_va_pod