شرح هفت شهر عشق عطار نیشابوری منزل اول طلب: قسمت دهم ادامه... مجاهدت در مقام طلب: سالک همین که قدم در میدان طلب گذاشت ،باید به مجاهدت بپردازد،مجاهدت وى بايد مجاهدت يك «طالب» دردمند باشد، مجاهدتى كه براى «طالب صادق» لازم است.«مجاهدت در مقام طلب» در حقيقت، شاهد صدق طلب، و دليل حقيقت آن است. اگر طلب، طلب جدى و به معنى كلمه باشد، مجاهدت جدى را در پى خواهد داشت. آن كه مدعى طلب است، ليكن مجاهدت جدى و صادقانه ندارد، دعوى او جز دعوى بى حقيقت نخواهد بود. و اين، امرى است كه براى همه واضح است، و هيچ گونه شبه ه‏اى در آن نيست.در همه مقاصد چنين است، چه مقصد، مقصد دنيوى باشد، و چه مقصد اخروى، و يا مقصد اعلى، يعنى لقاى حق و شهود او، هيچ طالبى را نمى‏توان يافت كه در طلب خويش جدى و صادق باشد، ولى سعى و مجاهدت در مقام طلب نداشته باشد، و براى نيل به «مطلوب» خود نكوشد، چه طالب دنيا باشد، و چه طالب حق.بسا مدعيان طلب كه به گمان خويش طالبند، وليكن مجاهدت لازم را ندارند. اينها اگر توجه كنند، و عميقاً در خصوص «طلب» ادعايى خود بررسى نمايند، اين حقيقت براى آنها روشن مى‏شود كه «طلب» ندارند يعنى از «طلب» بسيار ضعيفى برخوردارند كه در حقيقت، طلب نيست. مجاهدت لازم را نداشتن، از نداشتن «طلب» جدى و صادق سرچشمه مى‏گيرد، و جان مسئله اين است كه طلب واقعى وجود ندارد، و طلب به دل راه نيافته، و درد دل نگشته است .بعضى هم گرفتار لغزش ديگرى در اين بين مى‏شوند. اينها كسانى هستند كه خود را «طالب» مى‏دانند، ليكن مجاهدت جدى ندارند و در اين باب به سستى و مسامحه پيش مى‏آيند، و اين فكر را دارند كه «بايد خداى متعال خود بخواهد، و گرنه كسى در اين راه موفق نخواهد بود». اينها با اين فكر مى‏خواهند مجاهدت را يك امر تقريباً بى معنى و بيجا بدانند، و بگويند مجاهدت شرط موفقيت نيست، بلكه هر كسى را او خود خواست، در اين راه و در اين سفر موفق مى‏سازد، والا مجاهدت ثمرى نمى‏ بخشد. اينها از اين طريق، سستى خود در مجاهدت، و مسامحه‏ هاى خود را براى خود توجيه، و خود را راضى و قانع مى‏ سازند و نیز باطن خويش را تسلى مى‏بخشند. ماهها و سالها را به اين فكر مى‏گذارنند و منتظر مى‏نشينند، تا بلكه آنچنان كه خود تصوير مى‏كنند، بدون مجاهدتها و رياضتها به مقصد نايل آيند. اين وضع تا آخر ادامه پيدا مى‏كند، و فرصتى كه خداى متعال براى مجاهدت در طريق مقصود به آنها و به همه عنايت فرموده است سپرى مى‏گردد، و جز حرمان و خسران، چيزى عايد آنها نمى‏شود.اينها در اصل، يك اشكال دارند، و آن، گرفتار شدن به «مكر» نفس، و در وراى آن «مكر» شيطان است. مجاهدت به معنى كلمه، شكستن مداوم نفس، و مخالفت با خواسته ‏هاى آنرا در بر دارد. وقتى انسان به حكم نفس آمادگى اين را نداشت كه سختيهاى مجاهدت را تحمل كند، و نفس خود را در همه ابعاد بشكند، و هواهاى آنرا در همه صور آن كنار بگذارد، و راحتيها و بحال خود بودنها را كه از هواهاى نفسانى است كنار بزند، و از طرفى هم آرزوى قرب حق را داشت، بر اثر كيد شيطان و نفس به سوى اين منطق و اين فكر كشيده مى‏شود كه:«خداى متعال بايد خود بخواهد، و گرنه كسى در اينر اه و در اين سفر موفق نمى‏شود». با اين منطق به ظاهر خود را راضى مى‏كند، و به خود تسلى مى‏دهد، وليكن در حقيقت، يعنى دراصل، به خواسته ‏هاى نفس خويش جواب مثبت مى‏دهد، و ندانسته گرفتار مكر نفس و كيد شيطان مى‏شود. و در حقيقت، اين حرف و اين منطق را وسيله نيل نفس به هواها، و وسيله حرمان و خسران خويش قرار مى‏دهد. اين حرف، حرف حق است كه: «بايد خداى متعال خود بخواهد، و اگر او خود نخواهد، كسى در اين راه و در اين سفر موفق نخواهد بود». اما اين همه به جاى خود يك حقيقت است كه بسان انسان از حرف حق و از كلمه حق، استفاده ناصحيح و باطل مى‏كند، و آن را وسيله مقاصد نفسانى و دنيوى خود قرار مى‏دهد، چه با علم و شعور، و چه بى علم و شعور. اين حرف حق بدان معنى نيست كه در «طلب» و در سفر الى الحق مجاهدت لازم نيست، يا مجاهدت چندانى ضرورت ندارد، و يا مجاهدت را ثمر، يا ثمر چندانى نيست، و نيز، اين حرف حق براى آن نيست كه انسان را از مجاهدت عبودى باز بدارد، و يا انسان سستيها و مسامحات، و هواهاى نفسانى خويش را با آن توجيه كند، و همچنين، براى آن نيست كه مدعيان بى حقيقت، و درماندگان راه كه صدق و اخلاص ندارند، با آن خود را قانع سازند و به خود تسلى دهند. ادامه دارد... کانال ایتا تزکیه و طهارت نفس https://eitaa.com/joinchat/571736158Ca8d640cfa2