✳ مردی که تا آخر پای مقاومت ایستاد
اردیبهشت سال ۱۳۸۵ بود که به همراه جمعی از مدیران روزنامههای پرتیراژ کشور به لبنان رفته بودیم. یکی از برنامههای اصلی ما در بیروت، بازدید از روزنامه معتبر و تأثیرگذار «السفیر» بود. پس از بازدید از محیط روزنامه و گفتوگو با خبرنگاران پرانرژی و دبیران مسلط بخشهای مختلف که برایمان بسیار جذاب بود، بالاخره نوبت به دیدار با مرد شماره یک این روزنامه مهم جهان عرب یعنی آقای «طلال سلمان» رسید. در این جلسه که مرحوم «ژوزف سماحه» سردبیر وقت السفیر هم حضور داشت، بحث و گفتوگوی مفصلی درباره موضوعات مختلف مطرح شد.
من که به نمایندگی از روزنامه کیهان در این سفر حضور داشتم، نظر آقای سلمان را درباره درخواستهای مکرر و جدی آنموقع اسرائیل برای خلع سلاح حزبالله پرسیدم. مؤسس السفیر کمی سکوت کرد. فکر کردم میخواهد پاسخی دیپلماتیک و ژورنالیستی بدهد و بگذرد. بقیه روزنامهنگاران ایرانی هم که در این جلسه نشسته بودند، مشتاقانه منتظر جواب بودند. پس از لحظاتی، سرش را بالا آورد و گفت: میدانید که من سنّی هستم و حزبالله لبنان شیعه است. دیگر مطمئن شدیم که چه میخواهد بگوید. ادامه داد: همچنین میدانید که آقای سماحه مدیر مسئول روزنامه ما هم مسیحی هستند. سکوت جلسه سنگینتر شد. بعد با لحنی محکم و صدایی رسا گفت: اما ما معتقدیم اگر حزبالله نبود و اگر این مجاهدان نبودند، هنوز بیروت در اشغال اسرائیل بود و امروز لبنان این عزت و این سربلندی را نداشت. نفسهای ما از سینه رها شد. وی اضافه کرد: خلع سلاح حزبالله یعنی آغاز تجاوزگریهای مجدد اسرائیل به لبنان. ما از حزبالله حمایت میکنیم و بدانید که تمام مردم لبنان از مسلمان و مسیحی به حزبالله و بخصوص به شخص سید حسن نصرالله عشق میورزند.
اگر به تاریخ این دیدار دقت کنید، جنگ ۳۳روزه هنوز اتفاق نیفتاده بوده و این موضعگیری پیش از آن حماسه تاریخی حزبالله و شکست سنگین ارتش بهاصطلاح اسطورهای اسرائیل در یکی دو ماه بعد بوده است.
فکر کنم سردبیر روزنامه شرق بود که در ادامه از تیراژ «السفیر» سؤال کرد. طلال سلمان جواب داد: تیراژ همه روزنامههای لبنان چیزی بین ۲۰ تا ۲۵ هزار نسخه است. سپس بلند شد و رفت و نسخهای از روزنامه سهچهار روز قبل را که در همان اتاق نگه داشته بود، آورد و روی دست نشان داد و گفت: اما تیراژ این شماره ما ۲۵ هزار نسخه نبود! به محض انتشار نایاب شد و ما بسرعت ۱۵ هزار شماره دیگر از آن را منتشر کردیم، اما باز هم پس از مدت کوتاهی از انتشار در کل بیروت نایاب شد. به صفحه اول آن که نگاه کردیم تصویری از سید حسن نصرالله بود که در کنارش این تیتر کار شده بود: مصاحبه اختصاصی السفیر با رهبر جنبش حزبالله.
وی سپس از جمال عبدالناصر و خاطراتی که با او داشت، گفت. بعدها هم ما از سفرش به نوفل لو شاتو و دیدارش با امام خمینی شنیدیم و احترام ویژهای که امام برای او قائل شده بود، و نیز سفرهایش به ایران در ابتدای انقلاب اسلامی و مصاحبه با چهل شخصیت سیاسی مهم آنروز ایران.
طلال سلمان تا آخر در السفیر پای آرمان فلسطین و مقاومت ایستاد و برخی تلاطمات داخلی سیاسی و مطبوعاتی لبنان و نیز سه بار ترور خودش و انفجار در چاپخانه السفیر بر این عزم جزم او تأثیری نگذاشت.
مردی که کار مطبوعاتی را حدود ۷۳ سال پیش با ویراستاری در مجله «الحوادث» آغاز کرد و با خبرنگاری و معاونت سردبیری و سردبیری در مطبوعات مختلف ادامه داد و سپس مهمترین روزنامه جهان عرب را در سال ۱۹۷۴ تأسیس کرد، سه روز پیش در سن ۸۵ سالگی درگذشت. او با رفتنش مطبوعات آزاده و مستقل جهان را سوگوار کرد، هر چند بسیاری از اهالی رسانه و مطبوعات در همین ایران کوچکترین واکنشی در برابر این اتفاق مهم در عالم رسانه نداشتند!
روحش شاد و یادش ماندگار.
[منتشرشده در صفحات اول و دوم
#روزنامه_جوان امروز دوشنبه ۶شهریورماه ۱۴۰۲]
@tdejakam