#محرم_98
#شب_اول
#زمزمه
بند1⃣
دلشکسته و
زار و مضطرم
خوب میدونی که
چی اومده سرم
الهی کوفه روز خوش نبینه
الهی که به خاک غم بشینه
آخه همینکه دست من رو بستن
دوباره یادم اومد از مدینه
سرابه کوفه
نیا به کوفه
بند2⃣
داغِ تو دل و
آهِ رو لبم
فکر غربت و
غمای زینبم
اینا به عهدشون وفا ندارن
نیا که ترسی از خدا ندارن
نیا که اهل کوفه از جسارت
به اهل بیت تو اِبا ندارن
نیا امیرم
برات بمیرم
بند3⃣
همدمِ غمم
اشکِ جاریِ
روی قلب من
یه زخم کاریِ
یه زخمی که نداره التیامی
سفیر تو نداره احترامی
به روی من همه درا رو بستن
کسی بهم نداد جواب سلامی
کسی ندارم
تمومه کارم
شعر:رضا باقریان
سبک:احسان نوری
⛔️کپی بدون ذکر منبع جایز نیست⛔️
http://Eitaa.com/tekyenokari