🔸شکل‌گیری هنجارهای نوجوان بر اساس زندگی دومش(second life) باعث شده تا در جامعه حقیقی مابه ازای انطباقی نداشته باشد و وارد پُرُسه "زدگیِ اجتماعی" گردد. باز کردن چنین فضایی در کشور برای کنترل ذهن‌ها و قلب‌ها توسط جوامع دیگر، اگر نگوییم حماقت و جهالت، به طور قطع خیانتی نابخشودنی است. مسئله‌ای که در بسیاری از کشورها احکام جزایی سنگینی چون اعدام دارد. 🔹کنشگری که خروجی آن را در پائیز 1401 دیدیم، حاصل رهاسازی چند ده ساله‌ای است که منجر به شهروند شدن جوانان ما در جهان شهرهای ایالات متحده امریکا شده است. قصه پر غصه‌ای است این وادادگی هویتی اما بایستی ابتدا میدان را کامل دید و سپس برای آن برون رفتی اندیشید. 🔸بازسازی هویتی اما مصافی شناختی در این عرصه‌گاه پر تلاطمِ داده‌ها می‌طلبد. زمانی که دشمن هم در روش و هم در ابزار خود را بروزرسانی می‌کند و در حال ذائقه‌سازی است، ما نمی‌توانیم با متدهای 40سال گذشته با نوجوانان امروزی شده سخن بگوییم و توقع بازخورد نیز داشته باشیم. 🔹 خوراک فکری-هویتی نوجوانان امروز بایستی به قالبی مورد پسند درآید تا توقع اثرگذاری داشت. شاکله‌های خشک و بی‌روح نظام آموزش و پرورش خود دلیل اصلی گریز نوجوان است و به قطع بایستی در روشها و منشها تجدیدنظر کند. برای حل این معضل صرف مطالبه از سازمان ها و نظامات مشکلی حل نخواهد شد. بایستی کلونی‌های مردمی نیز وارد میدان شده و بستر ترمیم هویتی را ایجاد کنند.