باز این چه شورش است که در خانه ی علیست؟
این سوز گریه های غریبانه ی علیست
کای مونس شکسته دلان حال ما ببین
در آتش اینکه سوخته پروانه ی علیست
آن در که جبرئیل امین بود خادمش
آتش گرفته قاتل ریحانه ی علیست
حیدر چرا به شانه ی دیوار سر نهد؟
سرهای قدسیان همه بر شانه ی علیست
باز این چه نوحه و چه عزا و چه شیون است؟
این جان حیدر است که در حال رفتن است
دیدی چگونه قامت یک پهلوان شکست؟
در را که دید فاتح خیبر، زمین نشست
جان علی تو گوشه ی بستر چه می کنی؟
پر می زنی و با دل حیدر چه می کنی؟
ای پاسخ سلام بدون جواب من
چادر به چهره ات نکش ای آفتاب من
از کار من همیشه گره باز کرده ای
تنها تو در به روی علی باز کرده ای
زهرا قرار بود سپر من شوم نه تو
مرد میان رنج و خطر من شوم نه تو
آن ذوالفقار خیبر و خندق شکسته بود
بانو حلال کن که علی دست بسته بود
ای آسمان به ناله ی شبهای من بساز
آه ای زمین تو با تن زهرای من بساز
داوود رحیمی
https://eitaa.com/joinchat/4252696586Ce586060fd5