مُرتاح
یه مهمونی گرفت و یه شخصی و اجیر کرد به اسم حمیدبن مهران تا امام رو متهم کنه به سحر ؛ تو مهمونی یه پرده بزرگ سفید زده بودن که دوتا شیر کشیده بود روش ، اون شخص به امام میگه که اگه سحر و جادو نکردی بیزحمت به این دوتا شیر بگو زنده بشن بیان منو بخورن .