🔹 تا مدتها پس از نخست وزیری آقای رجائی،
من با (ماشينِ) هیلمَنی که هنوز هم در اختیار دارم
ایشان را به منزل میرساندم،
بدون اینکه حتی یک نفر راننده
و محافظ همراهمان باشد.
▫️ ایشان تا روز آخر هم اجازه نداد حتی یک پلیس جلوی منزلشان نگهبانی دهد
و این مسأله پس از شروع ترورها هم ادامه داشت.
🔸 مدتی بعد وقتی ایشان متوجه شد که از طرف شهرداری کوچه ایشان را آسفالت کرده اند
بسیار عصبانی شد
و با شهردار آن منطقه دعوا کرد و گفت:
«چرا این کار را کردی؟
اینها رسوم طاغوتی است
که تا یک نفر پست و مقامی پیدا میکند
جلوی منزلش را آسفالت میکنند.»
—(📖 منبع: کتاب سیرهی شهید رجائی)
@yade_ayyaam