هدایت شده از رَهرُوانِ زینبی(س)
سلام الله خب آقا جنازه رو شست، کفن کرد نگاه کرد دید که بچه ها دارن از دنیا میرن😔 چرا؟! نمیتونن گریه کنن... دهن رو گرفتن به پیکر نگاه میکنن الانه که زینب بمیره حضرت فرمود حالا بیاین خداحافظی کنین ولی ساکت!! اومدن خودشون رو انداختن رو مادر آروم آروما آقا امام حسن مجتبی این صورتشو چسبونده بود به کف پای مادر آرام آرام میگفت مادر من حسن توام😔 خب این وضعیت وداع چیز عجیب غریبیه امیر المومنین میگه یهو دیدم بندهای کفن باز شد فاطمه دست ها رو دراورد بچه ها رو بغل کرد تو سینه اش...😔 نجات داد دیگه...!! علی ایستاده داره نگاه میکنه یهو جبرئیل آمد علی بچه ها رو بلند کن... چیه؟! ملائک نمیتونن ببینن اونجا غوغائیه... من سوالم اینه این علی چطوری تحمل میکرد؟!😔 البته براتون بگما علی اون شب پیر شد...🥀 خب برداشت بچه ها رو، حالا میخواد نماز بخونه نماز میت دیگه پیش نماز علیِ حسن حسین زینب ام کلثوم سلمان ایستاد جلوی اینا الله اکبر ... اَللهُمَّ اِنا لا نَعلَمُ مِنهُ اِلا خیرًا... ای خدا... @rahrouvaneh_zainabi