🌸🍃ملاقات با امام زمان🍃🌸 جناب آقای سرافراز که از افراد مؤمن و متدین و مورد وثوق می باشند ، از جناب آقای حاج اکبر نوذری که آرزوی دیدار آن امام را همه داشته اند. نقل می کنند: در یکی از سفرها به عتبات عالیات مشرف شده بودم، دو حاجت از خدا خواستم: اول آن که چون به کاظمین می رسم حوائجم به شفاعت حضرت امام کاظم (علیه السلام) و حضرت امام جواد (علیه السلام) برآورده شود که بعد از آن در کربلا و نجف و سامرا فقط زائر باشم. حاجت دوم آن که خدمت حضرت بقیة الله (روحی فداه) مشرف شوم و نشانه اش این باشد که چیز نفیسی به من بدهند. این موضوع از خاطرم فراموش شد تا آن که از عتبات برگشته و به ایران آمدم شب پنجشنبه که در منزل شما مجلسی داشتیم مرحوم حاج محمد هاشم سلامی هم حاضر بودند، ایشان سؤال کردند که در این سفر قضیه تازه ای نداشتید؟ من یک مرتبه منقلب شدم و به خاطرم آمد که شب چهارشنبه ای به اتفاق آقای حاج سیف و رفقا در مسجد سهله پس از انجام اعمال معمول به محلی که منسوب به حضرت بقیةالله (ارواحنا فداه) می باشد رفتیم و در آنجا با حالت گریه دعای الهی عظم البلاء را خواندیم و سپس قدری از مراثی حضرت ابی عبدالله (علیه السلام) خوانده شد و همه مشغول گریه بودند. دراین موقع سید جلیلی را دیدم که با روی نورانی پهلوی محراب ایستاده و روی مبارکشان به طرف ما است و ما را نگاه می کنند، بدون آن که صحبتی در میان باشد ایشان مهر تربت حضرت سید الشهداء (علیه السلام) که بهترین اشیاء قیمتی است به من مرحمت فرمودند و چون حاجتم فقط تشرف به محضر مقدس آن حضرت بود بیش از این مقدار چیز دیگری در میان نبود.