☘يكى از بزرگان اهل علم و تقوا نقل فرمود که يكى از بستگانشان در اواخر عمرش ملكى خريده بود و از استفاده سرشار آن زندگى را میگذارند.
☘پس از مرگش او را ديدند در حالى كه كور بود.
☘از او سببش را پرسيدند كه چرا در برزخ نابينا هستى؟
☘گفت: ملكى را كه خريده بودم وسط زمينِ مزروعى آن چشمه آب گوارايى بود كه اهالى ده مجاور میآمدند و از آن برمیداشتند و حيوانات خود را آب میدادند.
☘ به واسطه رفت و آمدشان مقدارى از زراعت من خراب میشد و براى اينكه سودم از آن مزرعه كم نشود و راه آمد و شد را بگيرم به وسيله خاك و سنگ و گچ آن چشمه را كور نمودم و خشكانيدم.
.
.
☘بيچاره مجاورين به ناچار به راه دورى مراجعه میكردند، اين كورى من به واسطه كور كردن چشمه آب است.
☘به او گفتم آيا چارهاى دارد؟ گفت اگر وارثها بر من رحم كنند و آن چشمه را جارى سازند تا مورد استفاده مجاورين گردد حال من خوب میگردد.
☘ايشان فرمود به ورثهاش مراجعه كردم آنها هم پذيرفتند و چشمه را گشودند.
☘پس از چندى آن مرحوم را با حالت بينايى و سپاسگزارى ديدم.
☘آدمى بايد بداند كه هر چه میكند به خود كرده است :
« لَها ما كَسَبَتْ وَعَلَيْها مَااكْتَسَبَتْ »
اگر به كسى ستم نموده در واقع به خودش ستم كرده ، اگر به كسى نيكی كرده به خودش نيكى كرده است.
داستانهای شگفت ، سید عبدالحسین دستغیب : ۲۴۵
#داستان_و_عبرت
اللّهم عجّل لولیک الفرج
اللهم العن الجبت و الطاغوت و ابنتیهما
✨ما را دنبال کنید👇
https://eitaa.com/joinchat/4066247196C93ed6e9a04