نکات ناب قرآن و اهلبیت
حاج آقا انگشترم بارضایت همسرم فروختم برای حسینیه و زائرسرا شما ک اینقدر دغدغه هزینه زائر سرا را دا
حاج آقا آقامون پاسدار و فرزندشهید هم هست خیلی دوست داره شهید بشه، صبح که از خواب بیدارشد گفت خواب دیدم تو بسیج بودم بعد چند تا کاروان و راهی مشهد کردیم ، گفت توخواب به یکی ازمسافرا که بچه بود تو گوشش گفتم اگه رفتی امام رضا دعا کن منم شهید بشم گفت تو ادامه خوابم تو یه باغی بودیم اونجا یه نفر ردشد گفتن امام رضاست.. حاج آقا همون لحظه داشتیم صحبت زائر سرا میکردیم بعد بهم گفت دوست داری انگشترتو بفروش تا بدیم زائرسرا این وجهی که ریختم پول انگشترم بود