سلام امام زمان نازنینم ، مهدی جان پاییز است اما خبری از صدای خش خش برگ ها در عبور کودکانه امان در مسیر ساده ی کوچه ها نیست ... رنگ بازی مهر ، خنکای گزنده ی آبان ... خاطرات گرم خانه ی پدری ... ... همه را از یاد برده ایم ... ... تنها صدای بارش خشمگین گلوله ها بر بی کسی های مردمان به گوش می رسد و گریه های بی امان کودکان هراسناک و ضجه ی مادران سوگوار و فریاد پراضطرار پدران حیرت زده ... کجاست بارشی از ابر مهربان صدایتان تا بر جان هایمان زلال آرامش و امید ببارد ؟ ... کاش بازمی آمدید پدر ...