می کش و مست عشوه کن، نرگس می پرست را میکده ی کرشمه کن، گوشه ی چشم مست را آمده فوج تازه ای ، جمله شهادت آرزو خیز و شراب و دشنه ده ،غمزه ی تیز مست را خیز و سماع شوق کن، چند به حکم عافیت در شکنی به گوش دل، زمزمه ی الست را زلف شکن فروش را ، بر دل من متاع کش یاد زمانه ده ز نو، قاعده ی شکست را گرم زیارت حرم، گشت ز بیخودی ، ولی یا صنم است بر زبان، عرفی بت پرست را   غزل شمارهٔ ۶ » « غزل شمارهٔ ۴ https://eitaa.com/zandahlm1357