ذیل سوره شریفه است که مى فرماید: «ان شانئک هو الابتر.» محققا دشمن تو بى دنباله است; زیرا که ظاهر کلمه ابتر، عبارت از قطع نسل و بى فرزندى است چنانکه شان نزول سوره آن را تایید مى کند و یا دلیلى بر انحصار به یکى از موارد آن مثل جدا شدن از خیرات ... است. و یا از قوم خود نخواهد دانست و بیانگر هرگونه انقطاع و جدا شدن مى باشد در هر صورت بدون دنباله بودن از نظر فرزند، در معناى ابتر ملاحظه شده است که خود دلیلى بر این است که در کوثر معنایى مقابل آن ارائه شده است; یکى وجود فرزندان بسیار است که به پیامبر(ص) اعلام مى دارد که: اى پیامبر ما به تو خیر فراوان از جمله فرزندان بسیار دادیم و دشمن تو براى همیشه تاریخ از تمامى نیکیها و از نسل و فرزندان منقطع و جدا خواهد بود و از آنجا که بستر کوثر و جریان پرفیض و مداوم، در وجود مقدس حضرت صدیقه طاهره فاطمه(س) قرار دارد، به عظمت این سرچشمه خیرات و وجود با برکت بیشتر مى توان پى برد.  وجود مقدسى که نعمت بزرگ الهى و استمرار فرزندان رسول گرامى اسلام(ص) به وسیله او تحقق یافت، تا شخصیت زن را در ابعاد معنوى و اجتماعى جلوه بیشترى بخشیده تا هیچ فردى به خود اجازه ندهد که فرزندش را تنها به خاطر جنسیت مورد تحقیر قرار دهد زیرا که الگوى زن مسلمان فاطمه(س) است. همان بزرگوارى که حلقه پیوند شکوهمند رسالت و امامت گشت و زیباترین جلوه هاى انسانى معنوى را در خویش متجلى ساخت. مکتب فاطمه(س) مجموعه اى از فضایل انسانى و منظومه اى از گلواژه هاى نیک زیستن است که در هسته مرکزى آن پیامبر قرار گرفته است و فرزندان معصومش، اقمار این منظومه اند. جهان امروز به همان مقدار نیازمند به آرمانهاى فاطمى است، که جامعه دیروزجاهلى. سوره کوثر خود گواه این مطلب است که تبار و ذریه پیامبر گرامى(ص) از دختر گرانمایه اش فاطمه(س) استمرار مى یابد; چنانکه مرحوم علامه طباطبائى (16) به آن توجه داده است. البته این معنا را در آیات دیگر به صورت آشکارترى مى توان دید. همچنین به دو نمونه آن در مناظره امام موسى بن جعفر(ع) با هارون الرشید تصریح شده است زمانى هارون الرشید از امام موسى بن جعفر(ع)، پرسید: چگونه شما مى گویید ما از فرزندان پیامبریم، با اینکه به جاى ماندن نسل از پسر است نه دختر و شما فرزندان دختر او هستید؟ حضرت در جواب او، آیه اى از سوره انعام را خواند »:و من ذریته داود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسى و هرون وکذلک نجزى المحسنین و زکریا و یحیى و عیسى و الیاس کل من الصالحین» و هدایت نمودیم - از فرزندان او،  نوح یا ابراهیم، داود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسى و هارون و اینگونه نیکوکاران را جزا مى دهیم و زکریا و یحیى و عیسى و الیاس را که همه از شایستگان بودند. (17) آنگاه حضرت از هارون الرشید پرسید: پدر عیسى کیست، که به وسیله آن از فرزندان نوح «یا ابراهیم » بشمار آمده است؟ هارون گفت: عیسى پدرى نداشت. امام بى درنگ فرمود: همانگونه که خداوند عیسى را بوسیله مریم از فرزندان انبیاء محسوب داشته است، ما نیز به پیامبر اسلام از طریق مادرمان فاطمه(س) انتساب پیدا کرده ایم و از فرزندان آن حضرت هستیم. آنگاه حضرت آیه شریفه مباهله را تلاوت کرد:«فقل تعالوا ندع ابنائنا و ابنائکم «...و فرمود: هیچ کس ادعا نکرده است که: در موقع مباهله و نفرین بر مسیحیان پیامبر غیر از على بن ابیطالب و فاطمه و حسن و حسین،: در زیر کساء (عبا) داخل کرده باشد. به این ترتیب مشخص مى شود منظور از ابنائنا، پسران ما، حسن و حسین اند که خداوند آنها را پسران رسول خود خوانده است. (18) بهره اى که از این سوره نورانى باید براى امروزمان برداریم این است که: راه نجات جامعه انسانى در بازگشت به چشمه سار جوشان و استفاده از برکات فراوان آن است، که در مجموعه اى از الگوهاى متعالى تجلى یافته است. اگر فاطمه(س) براى زن معاصر امروزین بهترین الگو است بدان جهت است که مکتب فاطمه(س) مجموعه اى از فضایل انسانى و منظومه اى از گلواژه هاى نیک زیستن است که در هسته مرکزى آن پیامبر قرار گرفته است و فرزندان معصومش، اقمار این منظومه اند. جهان امروز به همان مقدار نیازمند به آرمانهاى فاطمى است، که جامعه دیروز جاهلى. زیرا که اصول حاکم بر نظام جاهلى قدیم، در شکلهاى جدیدتر ارائه شده است و جاهلیت جدیدى را در قالب نظام هاى غربى و الحادى ترسیم کرده است. نظام خانواده استحکام و اصالت خویش را از دست داده و زن به صورت یک شى ء و بازیچه بازارهاى تبلیغاتى درآمده و آزادى زن در برهنگى و جلوه گرى او تجسم یافته است. اینجاست که زن امروز نیازمند اسوه هایى است که با تکیه بر ارزشهاى راستین الهى او را به کوثر آگاهى و ایمان و آزادى راستین رهنمون شود. نى تو اعطیناک کوثر خوانده اى پس چرا خشکى و تشنه مانده اى یا مگر فرعونى و کوثر چو نیل بر تو خون گشته است و ناخوش اى علیل توبه کن بیزار شو از هر عدو کو ندارد آب کوثر در گلو هر که را دیدى ز کوثر سرخ رو او مح