خدای همیشه خوبِ من ؛ این روزها کمی بیشتر از همیشه نیاز دارم به تو نزدیک باشم نیاز دارم حس کنم که در آغوشم گرفته ای ، حس کنم که گاهی دستانت را زیر چانه ات زده ای و داری از آن بالا تلاشِ دیوانه وارِ مرا نگاه می کنی و می خندی . نیاز دارم که متعلق به تو باشم ، به مبدا و مقصد تمامِ انرژی های خوبِ دنیا ... به شرع و حکم و اعتقاد هیچکس کاری ندارم ! هرکس مسیرِ منطق و احساسِ خودش را می رود ، و من به حکم دلم ، می خواهم اینبار کمی عمیق تر ، تمرینِ انسانیت کنم ، و تلاش کنم که به کسی بد نکنم ، دلی را نرنجانم ، مهربان تر باشم و بانیِ حالِ خوب و لبخندِ آدم هایی که مرا می شناسند . تمرین کنم که خوب تر باشم و خوب تر بمانم ، که کمی بیشتر ، آدم ها را دوست داشته باشم و در حد توانم برای بهتر شدنِ جهان و حالِ آدم ها تلاش کنم . حس کردم بهترین زمان برای نزدیک تر شدن به تو ، حالا باشد ، با استناد به حسِ خوبِ تصوراتی که از ماهِ خوبِ تو در کودکی ام داشتم ، و با استناد به عطر بهشتیِ چادرنمازِ مادرم و تمامِ احساساتِ خوبی که از این حال و هوای آشنا ، به خاطر دارم . حس کردم حتی اگر طاقتِ جسمانی ام کم بود ، همین که خوب باشم ، تو ارادتم را می پذیری ، همین که خوبی کنم تو نگاهم می کنی و همین که دستی را بگیرم و اشکی را پاک کنم ، تو در آغوشم می گیری ... کمی بیشتر حواست به من باشد ؛ من آمده ام اخلاق و رفتار و باورهایم را از صافیِ منطق و انصافِ خودت رد کنم ، آمده ام که ثابت کنم می توان سیبِ ممنوعه خورد ، ولی حق الناس نخورد ، دروغ نگفت ، بی انصافی نکرد و بی انصاف نبود آمده ام که انسانِ بهتری باشم ... کاش زودتر مرا در آغوش بگیری که آغوشِ تو بزرگترین انگیزه برای خوب بودن است ! @zarrhbin