مادر شهيد همكلامي‌مان با مادر شهيد سجاد زبرجدي شرايط خاصي داشت. مادري كه سعي مي‌كرد با زبان بي‌زباني برايمان از دردانه شهيدش بگويد. صفيه كماني همه صحبت‌هايش را با بغض‌هاي ترك‌خورده‌اش درهم مي‌آميخت و اگر نمي‌توانست منظورش را بفهماند، نوشتاري به دستم مي‌داد تا به اين ترتيب بتواند روايتگر زندگي تا شهادت فرزند شهيدش باشد. صفيه كماني سخنانش را از دردانه‌اش اينگونه آغاز مي‌كند: سجاد در يك خانواده شهيدپرور رشد پيدا كرد. دايي‌هايش داود و مرتضي كماني هر دو از شهداي دفاع مقدس هستند. پسرم دوست داشت سپاهي شود و ما هم مشوقش بوديم. از خصوصيات بارز پسرم مي‌توانم به محجوب بودن، داشتن ايمان قوي، حب رهبري، پاكدامني، شجاعت، صداقت، مهرباني، احترام به بزرگ‌تر‌ها، ساعي، ورزشكار و بسيار مسئوليت‌پذير اشاره كنم. سجاد اهل صله رحم بود و تمامي خصوصيات خوب يك انسان واقعي را دارا بود. پسرم با ايمان قوي و علاقه شديد قلبي به اسلام و ائمه اطهار، از ميهن و اسلام و كشورش دفاع مي‌كرد و همواره گوش به فرمان رهبر بود. به نظر من همه اين خوب بودن‌ها و خالص بودن‌هايش، به خاطر علاقه‌اش به سرگذشت دايي‌هاي شهيدش داود و مرتضي كماني بود. او مسير شهادت را از دايي‌هايش آموخته بود. 🌷 ╭═━⊰🍃🕊🌷🍃⊱━═╮ @zendgy_namy_shahidan ╰═━⊰🍃🕊🌷🍃⊱━═╯