🏴ســـفر امام حـــسين (علیهم السلام) ◼️تـــوقـــف در ذوحـــسم ◼️روز بيست‌وهفتم ذي‌الحجه سال ۶۱ هجرى قمرى امام حسين (علیه السلام) وارد ذوحسم شدند و دستور دادند كه خيمه‌ها را در اين مكان برپا كردند. حربن يزيد با هزار سوار هنگام ظهر از راه فرا رسيد و برابر امام (علیه السلام) با لشكريانش قرار گرفت. امام رو به اصحاب خود كرد و فرمود: اين گروه را سيراب كنيد و اسبان آنان را نيز آب دهيد. ياران امام (علیه السلام) فرمان بردند و لشكريان دشمن حتي اسبان آنان را نيز سيراب كردند. عتبه بن ابي العيزار گويد امام حسين (علیه السلام) در ذوحسم ايستاد و پس از حمدو ثناي الهي و درود بر پيامبر (صلوات الله علیه و آله) فرمود: آنچه را كه روي داد و پيش آمده است مي‌بينيد و دنيا دگرگون شد آنچه نيكو بود از آن روي گردانده و از آن نمانده است مگر ته‌مانده‌اي همانند آن آب كه در ته ظرفي بماند و آن را دور ريزند و زندگي پست و ناچيز است مثل چراگاه ناگوار، مگر نمي‌بينيد كه به حق عمل نمي‌شود و از باطل پرهيز نمي‌كنند. مومن بايد حق‌طلب و مايل به لقاي پروردگار باشد، مرگ را من جز سعادت نمي‌يابم و زندگاني با ستمگران را غير از ننگ و خفت نمي‌دانم. ◼️حربن يزيد رياحي پيوسته همراه امام حسين (علیه السلام) ركاب مي‌زد و هنگامي كه مجال مي‌يافت به امام عرض مي‌كرد از براي خدا حرمت جان خويش را پاس دار كه من بر اين باورم كه اگر گرم ستيز شوي، کشته گردي. امام (علیه السلام) فرمود: مرا از مرگ مي‌ترساني؟ آيا اگر مرا بكشيد، ديگر مرگ گريبان شما را نمي‌گيرد؟ من همان را مي‌گويم كه آن مرد از قبيله اوس با پسر عم خود گفت هنگامي كه مي‌خواست رسول خدا (صلوات الله علیه و آله) را ياري كند. ◼️من مي‌روم و مرگ براي جوانمرد ننگ نيست اگر براي خدا باشد و مخلصانه بكوشد وبا مردان نيكوكار به جان مواسات نمايد، چون بميرد مردم برمرگ او اندوه خورند و نابكاران از سر عناد برخيزند. پس اگر زنده ماندم پشيمان نيستم و اگر بميرم ملامت نشوم، ذلت تو را بس كه زنده باشي، خوار گردي و ناكام بماني. ◼️چون حر اين اشعار را از امام شنيد كناره گرفت و با همراهان خود با فاصله كمي از امام، مسير ديگري را انتخاب كرد. 💚امام حسين (علیه السلام) در ادامه مسير خود به عراق در روز ۲۷ ذي‌الحجه به البيضه وارد شدند و بعد از حمدوثناي الهي خطاب به حربن يزيد رياحي مي‌فرمايد:اي مردم! رسول خدا (صلوات الله علیه و آله) فرمود: هر كس سلطان ستم‌پيشه‌اي را كه محرمات الهي را حلال و پيمان خداوند را شكسته و با سنت من مخالفت كرده و ستم بر بندگان خدا روا داشته باشد، تاييد كند و به انكار او برنخيزد، جايگاهش آتش و عذاب الهي باشد بني اميه به فرمان شيطان از اطاعت خدا سرپيچي نموده و فساد كردند، حدود خدا را اجرا نكرده و بيت‌المال را منحصر به خود ساختند. حرام خدا را حلال و حلال خدا را حرام كردند و من سزاوارترين مردم هستم به نهي كردن و بازداشتن آنها از اينگونه اعمال زشت و نكوهيده. در ادامه مسير حضرت به الرهيمه رسيدند در آنجا مردي از اهالي كوفه كه او را ابوهرم مي‌ناميدند به خدمت حضرت رسيد و گفت: اي پسر رسول خدا (صلوات الله علیه و آله)! چه عاملي باعث شد كه از حرم جدت بيرون آمدي؟ امام (علیه السلام) فرمود اي اباهرم! بني‌اميه بي‌حرمتم داشتند صبوري كردم، اموالم را گرفتند، تحمل كردم و حال به دنبال ريختن خون من هستند لذا از حرم امن خداوند خارج شدم... به خدا سوگند مرا خواهند كشت و چون چنين كنند خداوند لباس ذلت را بر اندامشان مي‌پوشاند و شمشير برنده‌اي را براي آنها مهيا مي‌كند و كسي را بر آنها مسلط كند كه آنان را به خاك مذلت بنشاند. 🌺🌺🌺🌺 🕌 @ziaart