🌺عنایات شهدا🌺 نقل شده توسط مادر شهید محمدرضاابویی خوابش را بسیارمی بینم چند سال بعد از شهادت محمدرضا مریض شده و سکته هم کردم مرابردند بیمارستان معاینه و عکس برداری کردند به پسرم محمود گفته بودندمادرت راگذاشتم تو نوبت تا یک ماه دیگه باید قلبش راعمل کنیم با داروهم خوب نمی شود محمود گفته بود اشکال ندارد مقداری داروهم دادند وگفتنداینهاراباید بخورم بعد بیایم برای عمل یک روزسرظهربود توی اتاق خوابیده بودم خواب رفتم خواب دیدم پسرشهیدم اومد پای تختم وگفت ننه بهتری گفتم ناچه بهتری این قدرداروداده اند بخورم او هم کیسه دارورابرداشت وانداخت آنطرف وگفت اینها رادیگه نخوری یک تکه چیزی به اندازه شکلات دستش بود گفت دهانت رابازکن ومن دهانم رابازکردم دردهانم گذاشت ومن آنراخوردم ویک دفعه ازخواب بیدارشدم به پدرش گفتم من اینطورخوابی دیدم محمدرضاگفته نمی خواهد دیگه داروهارا بخورم ومن هم دیگرنمی خورم 🌹🌹🌹🌹 گفت نمی دانم چه می دانم جمعه که شد محمودآمد گفت ننه داروهایت رامرتب می خوری گفتم نه دیگه نخورده ام گفت چراننه اینطوری می کنی گفتم محمدرضا آمده وشفایم داده ومن دیگه داروهایش رانمی خورم . والان سال ها گذشته الحمدالله هیچ مشکلی پیدا نکردم. 🍏🍏🍏 خدارحمت کند این مادر بزرگوارشهید را ایشان بعدگذشت حدود ۳۰سال بعد از شفا گرفتن به رحمت خدارفتند •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• 🙏 لینک کانال ما 👇 @zirechatreshohada1401