جمعه رسید و باز تو آقا نیامدی
مرهم گذارِ زخم دلِ ما نیامدی
کردم کنار کعبه تو را آرزو ز دوست
ای کعبهی اُمیدِ اَحِبّا نیامدی
از خستگان هجرتو پرسیدهام مدام
گفتند سوی خسته جگرها نیامدی
ما با شمیم وصل تو شاداب میشویم
ای عطر ناب گلشن طاها نیامدی
نزدیکتر ز ما، تو بمایی وباز هم
گوئیم روز و شب که تومولا نیامدی
درشام ظلمت است جهان بی حضور تو
خورشیدِ آفتابیِ دنیا نیامدی
با ناله گفت حضرت صادق شبِفراق
تعجیل کن قرار دل ما نیامدی
کرب وبلاست منتظر انتقام تو
ای آخرین نوادهی زهرا نیامدی
با اشک مینوشت وفایی به لوح خاک
عمرم به سر رسید وتو اما نیامدی
➥
@zohur_media | اینڪ آخرالزمان