زیبایی عزاداریهای امسال تکثیر مجالسه
سالهای قبل که کرونا نبود مساجد محل ، حسینیهها و روضههای خونگی خلوت تر بود
اغلب جوانها میرفتن هیئتهای بزرگتر
امسال جلسات کوچکتر و تعدادشون بیشتر شده
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️ اسامی خیابونها و میادین سهوا کلمهای ازشون حذف میشه...😐
چرا الکی به شهرداری شک میکنین؟؟😉
4.47M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#سید محمد بن سید خضر
(سید محمد موسوی)
بررسی شبهات محمد بن عبد الوهاب درباره عاشورا ، محرم ، نذری
🏴شب چهارم مرسوم است که برای طفلان حضرت زینب یا طفلان حضرت مسلم میخوانند و نیز برخی از جناب زهیر یاد میکنند.ماامشب میخواهیم به این یاربا وفای حضرت توجه کنیم، جناب زهیر بن قین از ياران بزرگ امام حسين علیه السلام که پیش از واقعه کربلا در ميان قبيله خود، كه در كوفه سكونت داشتند، مى زيست. وى را زهير بن قين بن قيس انصارى بجلى مى خواندند.
🔲 ويژگيهاى زهير بن قين
🔘زهیر بن قین مردى شايسته و شريف بود؛ رزمنده اى دلير و جنگجويى توانا شمرده مى شد. شجاعت و پايمردى زهير وى را بر آن داشت در كنار مدفعان اسلام قرار گيرد.
او در برخى فتوحات اسلامى شركت جست و افتخاراتى بزرگ به ثبت رساند. علامه سماوى در اين باره مى نويسد: «له فى المغازى مواقف مشهوره و مواطن مشهوده ».
◽️در جنگها مواضع مشهور و جايگاه مشهودى داشته است. از موارد شركت زهير در فتوحات همانا شركت در غزوه بلنجر است كه خاطره اى نيز از آن باز گفته است. و در آينده به آن خواهيم پرداخت.
◾️نمونه ديگرش حضور در كربلاست. او به حق بازوى تواناى امام شمرده مى شد. رشادت و دلاورى او چنان بود كه امام حسين علیه السلام در روز عاشورا، هنگام تنظيم سپاه خود كه بيش از هفتاد نفر بودند، وى را بر ميمنه گمارد؛ حبيب را در ميسره جاى داد، خود در قلب سپاه قرار گرفت و پرچم را به برادرش عباس سپرد.
🔘 از ديگر ويژگيهاى زهير سخنورى اوست كه زبانزد خاص و عام و دوست و دشمن بود. او آنچنان بر گفتار مسلط بود كه گاه از او مى خواستند در جمع حاضر شود و در دفاع از امام حسين علیه السلام سخن بگويد.
🔘 ويژگى دیگرزهير، كه در حقيقت مهمترين ويژگى اوست، عشق به امام زمانش حسين بن على علیه السلام است. زهير در گفتار و عمل، در راه و كربلا در مواقع مختلف، اين ويژگى را به خوبى به نمايش گذارد. گفتارش در شب عاشورا و عملش در روز عاشورا بهترين گواه بر درستى اين سخن است.
◾️او در شب عاشورا، هنگامى كه امام حسين علیه السلام اجازه رفتن به وى داد، اظهار داشت: «لا والله لايكون ذلك ابدا اترك ابن رسول الله صلی الله علیه و آله اسيرا فى يد الاعداء وانجوانا؟! لاارانى الله ذلك اليوم؛
نه به خدا سوگند، هرگز چنين نخواهد بود. آيا فرزند رسول خدا را در دست دشمنان اسير بگذارم و خود را نجات دهم؟! خداى آن روز را به من نشان ندهد».
◽️زهير در راه مكه تا كوفه، هنگامى از خدمت امام حسين علیه السلام بازگشت، همسر و يارانش را مخاطب قرار داد و گفت: من تصميم گرفته ام همراه حسين باشم تا جانم را فدايش سازم و..
☑️پيوستن به حسين علیه السلام
زهير بن قين در سال شصت هجرى به مقصد فريضه حج، همراه همسر و گروهى از يارانش، كوفه را ترك كرد. او، پس از انجام فريضه حج، مكه را ترك گفت و رهسپار كوفه شد. زهير و يارانش آنقدر تند مى رفتند كه در كوتاهترين زمان نزديك منزلگاه رسيدند. آنها همواره مى كوشيدند كه قدرى دورتر از محل استقرار موقت امام حسين علیه السلام فرود آيند.
امام و يارانش در محلى به نام زرودفرود آمدند و چادرهاى خود را برپا ساختند.
◾️كاروان زهير از راه رسيد، اما چون دورتر از چادرهاى امام جايى مناسب نيافت، چادرهاى خود را در همان حوالى برپا ساخت.
منطقه زَرود دارای حوض و برکه بود و به درستی فاصله آن تا مکه معلوم نیست. این منطقه میان منطقه بنی عبس و بنی یربوع بوده و منطقه مهم تقتصادی به شمار میرفته است.(معجم بلدان)
در این منزلگاه بود که «زهیر» در راه بازگشت از حج به سمت کوفه به کاروان امام حسین(ع) پیوست که حکایت این ماجرا تاکنون زبانزد خاص و عام شده و بسیاری از شاعران، نویسندگان و سخنوران را مبهوت این داستان کرده است. زُهِیر بن قین بجلی از اهالی کوفه بود که از مردان شریف و شجاع کوفه به شمار میآمد. برخی منابع پدرش قین را به عنوان صحابی پیامبر(ص) نام بردند. (سماوی، محمد، إبصارالعین فی أنصار الحسین(ع)، ص161).
طبری در تاریخ خود و شیخ مفید در ارشاد در این باره میگویند: مردى از بنىفزارة مىگوید: ما با زهیر بن قین بجلى بودیم، هنگامى که از مکه حرکت کرده بودیم همراه حسین [علیه السّلام] راه مىرفتیم، [ولى از اینکه با [حسین علیهالسلام] در یک منزل همنشین شویم به شدت پرهیز مىکردیم] به طورى که هیچ چیزى نزدمان مبغوضتر از این نبود که با حسین علیهالسلام در یک منزل فرود بیاییم. تا اینکه گفتند هنگامى که ما بر سر سفره غذا نشسته بودیم فرستاده حسین آمد، سلام کرد و داخل شد، گفت: زهیر بن قین؛ ابى عبد الله حسین بن على مرا پى شما فرستاده، تا نزد او بیایى، [ناگهان] همگى هر چه در دست داشتیم به زمین انداختیم. گویى پرندهاى بر سرمان نشسته بود. دلهم بنت عمرو، همسر زهیر بن قین گفت: من به [زهیر] گفتم: پسر رسولالله دنبالت مىفرستد و تو نمىروى؟! سبحان الله! برو صحبتش را بشنو و بعد برگرد.
◻️شيخ عباس قمى مى نويسد: ...وقتی طرف امام حسين علیه السلام آمد و پس از ابراز سلام، به زهير گفت:✔️ ابا عبدالله علیه السلام تو را مى خواند.🥀
ما از نهايت حيرت لقمه هايى كه در دست داشتيم، افكنديم و لحظه اى ساكت و بى حركت مانديم، گويا پرنده اى بر سر ما نشسته است.
◽️همسر زهير، كه دُلهم ناميده مى شد، به زهير گفت: سبحان الله، فرزند پيامبر صلی الله علیه و آله تو را مى طلبد و تو در رفتن درنگ مى كنى... برخيز و نزدش شتاب، ببين چه مى فرمايد.
زهير برخاسته، خدمت حضرت رفت و زمانى نگذشت كه شاد و خرم، با چهره برافروخته، نزد همسر و يارانش بازگشت. بى درنگ دستور داد خيمه اش را بركنند و نزديك سراپرده هاى آن حضرت برپاسازند.
◾️ آنگاه به همسرش گفت: تو از قيد زوجيت من رهايى، به اهل خود بپيوند؛ زيرا نمى خواهم كه از سوى من زيانى به تو رسد.
مفيد اضافه مى كند: آنگاه به يارانش گفت: هر يك از شما كه دوست دارد، همراهم باشد، چه بهتر؛ وگرنه اين آخرين ديدار ماست.
سپس گفت: شما را از حقيقتى آگاه مى كنم. يادم نمى رود، وقتى در غزوه بحر شركت كرديم؛ خداوند پيروزى را نصيب ما گردانيد و غنمايمى بدست آورديم.
◽️سلمان فارسى، همراه ما بود، هنگامى كه ديد همگان از اين پيش آمد خوشحال هستند، گفت: آيا از اين پيروزى كه خداوند نصيب شما ساخت و از غنيمتهايى كه بدست آورديد، شادمانيد؟! گفتيم: آرى.
◾️سلمان گفت: اگر سيد جوانان آل محمد را درك كرديد، به يارى او خوشحال تر باشيد از آن چه كه امروز بر آن دست يافتيد. و اكنون من با شما خداحافظى مى كنم آرى او با اهل و يارانش خداخافظى كرد تا به دنبال گمشده اى كه سالها در پى اش بود، برود. او همه چيز و همه كس را رها كرد و رفت تا حسينى شود و جان خود را نثار حسين و مكتب و عقيده وى كند.
☑️نقش زهير در حادثه كربلا
🔘زهیر درست زمانی که امام زمانش را شناخت و تحت ولایت اوقرار گرفت،به این توان معنوی دست یافت،که از موقعیت اجتماعی وزندگی پر زرق و برق دنیوی و نیزداشتن لحظات خوش و خرم با اهل بیت خویش بگذرد
لذا در تاریخ معتبر داریم ؛زهير همسر خود را طلاق گفت، از ياران خود جدا شد، به اردوگاه حسينى پيوست..
زهیر نزد [حضرت] آمد، ولى چیزى نگذشت که شادمان بازگشت و به همراهانش گفت: هر کس مى خواهد، دنبال من بیاید وگرنه این آخر همراهى و دیدار ما با یکدیگر است، اما حدیثى را برایتان نقل کنم! ما در بلنجر [قفقاز] جنگ مىکردیم که خداوند پیروزى را نصیبمان کرد و غنایمى به دست آوردیم. سلمان باهلی گفت: آیا از پیروزىاى که خدا نصیبتان کرد و غنایمى که به دست آوردید شاد و خوشحال شدید. گفتیم: بله، [سلمان] گفت: [روزى که] جوانان آل محمد(ص) را یافتید از جنگ در رکابشان بیش از غنایمى که به دست آوردید مسرور و شادمان باشید....