.
💠بحثهایتان را کِش ندهید
✍ آیت الله حائری شیرازی:
▪️ وقتی انسان به آن دنیا میرود، از خیلی کارهایی که اینجا انجام داده، ناراحت میشود؛
از سهلانگاریهایش، از اینکه تصمیم قطعی نگرفته، از اینکه فرصتهایش از دست رفته، از اینکه سر مسائل کوچک سختگیری کرده، و سر اختلافهای جزئی وقت تلف کرده و حتی بحث و جدل کرده است.
▫️ کِش پیداکردنِ بحث، خودش یک آفت است و موجب ملال و دلتنگی است. سر بهسر همدیگر گذاشتن، موجب حقد و کینه میشود. مثلاً از طرف مقابل نکتهای میگیری و با همان، او را سرکوب میکنی؛ خب طرف آزرده میشود. یا حرفی را که زده، بد معنا میکنی تا از آن نکته بگیری و محکومش کنی! اینها همه از آفات و آثار سوء جدال است.
▪️ چطور باید بحث را پایان داد تا آدم اهل جدال نباشد؟ دقیقاً همان جایی که دلت میخواهد بحث را ادامه بدهی، آن را قطع کن! همان وسطِ کار که داری پیروز میشوی، دیگر ادامه نده! بعضیها میخواهند آنقدر بحث را پیش ببرند تا پیروزِ کامل شوند و آن وقت دست بِکِشند. خیال میکنند فقط وقتی بر باطل هستند باید جدال را تعطیل کنند؛ اما اگر حق با آنها باشد، نباید بحث را تمام کنند. نه! «اتْرُكِ الْمِرَاءَ وَلَوْ كُنْتَ مُحِقّاً»؛ بگو مگو و جدال را تعطیل کن، حتی اگر حق با خودت باشد.
▫️حرفها باید یک جایی بُریده و تمام بشود. شما اگر در مکالمهها یک جایی حرف را قیچی نکنید، نقطۀ پایانی برای مشاجرهها و مباحثهها نباشد، به سادگی یک گفتگوی ساده یا اختلاف سلیقه، منجر به متلاشی شدن یک جمع میشود.
▪️ ببینید! اصحاب کهف که به برکت نورانیت الهی حالی داشتند، وقتی ۳۰۹ سال در غار ماندند و خدا آنها را برانگیخت، اولین حرفشان با هم این بود که «خب، چقدر گذشته است؟» یکیشان گفت: «ما یک نصفهروز است اینجا خوابیدهایم!». دیگری گفت: «نه، یک روز شده!» یکی به آنها گفت: «خب! خدا بهتر میداند چقدر اینجا ماندهاید؛ چرا وقتی نمیدانید، بحث میکنید؟!»: «قَالَ قَائِلٌ مِنْهُمْ كَمْ لَبِثْتُمْ قَالُوا لَبِثْنَا يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قَالُوا رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَا لَبِثْتُمْ». یعنی حتی بحثی را هم که نتیجهای ندارد، سریع میبُرَند!
🟢 #سیروسلوک | صیرورت
@s_solouk
💠 سی ثانیه نهجالبلاغه
🔹قسمت چهل و یکم
▪️حضرت اين خطبه را در شرايطى كه ياران خود را براى خاموش كردن آتش فتنهی «طلحه و زبير» بسيج كرده بود، ايراد کردهاست.
▫️ ابن عباس میگوید: در «ذى قار» (محلی نزديک بصره) خدمت امیرالمؤمنین (ع) رسیدم. ایشان در حالى كه مشغول وصله كردن كفش خود بود رو به من كرد و فرمود: ارزش اين كفش چه قدر است؟
▪️ گفتم: ارزش خاصی ندارد.
▫️ فرمود: به خدا سوگند! همين كفش بیارزش، براى من، از حكومت بر شما بهتر است؛ مگر اين كه با اين حكومت، حقّى را به پا دارم، يا باطلى را دفع كنم.
سپس حضرت (از خيمه) بيرون آمد و مردم را مورد خطاب قرار داد و فرمود:
🔅خداوند، محمّد(ص) را هنگامى مبعوث کرد که هيچ عربی کتاب آسمانى نمیخواند و ادّعاى نبوّتى نداشت (از دعوت انبيا دور مانده بودند و از کتب آسمانى، محروم).
او مردم را تا سر منزل سعادتشان سوق داد، و به محيط رستگارى و نجات رساند.
پس حال و روزِ آنها مانندِ نیزههایشان صاف و پابرجا، و جاى پاى آنها محکم شد (قدرتشان تثبيت، و دشمن در برابر آنها تسليم شد).
به خدا قسم! من در اين لشکر بودم و آنها را به پيشروى وامى داشتم تا طرفداران باطل، به طور کامل عقب نشينى کردند (و حقْ پيروز گشت).
من در انجام اين وظيفه هرگز ناتوان نشدم و ترس به خود راه ندادم و هم اکنون نيز مسيرِ من (در حرکت به سوى جنگ جمل) به سوى همان هدف است.
به خدا سوگند! من پرده باطل را مى شکافم! تا حق از پهلوى آن خارج گردد ( یعنی هرگاه تعليمات گمراه کننده و عارضیِ جریان باطل از ميان برداشته شود، نور حق پرتوافکن و فطرت انسانى شکوفا میگردد).»
(نهجالبلاغه، خطبه ۳۳)
🟢 #سیروسلوک | صیرورت
@s_solouk
11.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا