هدایت شده از محمد ابوی سانی | قیام🇮🇷🇵🇸
نامهی "حجةالاسلام رضازاده" به شهید سید ابراهیم رئیسی:
سلام آقای رئیسی
تولدت مبارک
این را کسی مینویسد که روزی ایستاده بود،
و روزی … فقط نگاه کرد.
من از همان سال ۹۶،
از همان لحظهای که نامت در دوگانهای جدی و پرهزینه آمد،
بین قالیباف-رئیسی
تو را انتخاب کردم؛
قالیبافی ها البته آن قدر شرف داشتند و حلال زاده بودند
که آن روزها من و خیلیهای دیگر را از بابت تفاوت دیدگاه هیچ وقت "رئیس مال" ننامیدند
و میدانستند به هرجهت تفاوت دیدگاه از بدیهیترین ویژگیهای انسانهاست.
۴ سال از دو گانهی رئیسی-قالیباف گذشت
و در این ۴ سال قالیبافیها ترور شخصیتت نکردند تا در دور بعد شانس پیروزیات پایین بیاید و شانس قالیباف بالا برود!
که این مرامِ موذیهاست و خدا را شکر آنها موذی نبودند...
و بعد از آن ۴ سال، بعد وقتی که وارد گود شدی، در شأن خود ندیدند که با فرد مؤثری مثل تو رقابت کنند.
و اما ۱۴۰۰ ...
۱۴۰۰ که رسید،
من باز کنار تو بودم.
اما این بار، صحنه عوض شده بود.
ترور شخصیت، آرام و نانجیب آغاز شد؛
در سکوت،
با لبخند،
و به اسم «رقابت درونگفتمانی».
آنجا هم البته کسی مرا "رئیس مال" خطاب نکرد
چون بی وجود بودند و جایگاهت را میشناختند و میدانستند برای ترور شخصیت تو زود است.
و من…
من که میدیدم،
اما آنقدر که باید، فریاد نزدم!
نه از بیباوری،
که از ترسی آشنا:
ترس از هجوم جماعتی که مُهر بر پیشانی داشتند...
و خنجر در کلام.
ترس از متهم شدن،
از تنها ماندن،
از قربانی شدن در هیاهوی اوباشی که خود را «خودی» مینامیدند!
به هر جهت این نونهالانِ "اکانت به دست"،
حمایت قویِ مالی موذیهایی را داشتند که از هر پروژهی تخریب، حمایت حداکثری میکرد.
گذشت تا اینکه کسانی آمدند
که نه دولت را بلد بودند
و نه صداقت را.
با نام تو وارد شدند
و با ناکارآمدیشان،
هزینهاش را از اعتبار تو گرفتند.
همزمان این جوانهای یهلاقبا، خودروهای سه میلیاردی گرفتند
البته رو نکردند
تا اینکه عکسهایش این روزها در مجازی چرخید....
و تلختر، همانها که این جوانها را
به دولتت پیشنهاد دادند، جوانهای دیگری داشتند که
در توییتر و تریبونها،
فریاد میزدند: «رئیسی ناکارآمد است!»
بیآنکه بگویند
این ناکارآمدی،
دستپخت شانهمالهای خودشان است!
با این وضع
من سه ماه از تو و دولتت دفاع کردم.
بعد، موج سنگینتر شد.
و من عقب کشیدم؛
نه به خاطر تردید در تو،
که برای حفظ خودم...
و اینجاست که مسئله آغاز میشود.
سکوت،
و البته سکوت تلخ است به ویژه برای من و امثال من که میدانیم؛
وقتی میدانی حق کجاست،
اگر سکوت کنی
دیگر این اسمش بیطرفی نیست...
البته چه کار باید میکردم که نور پیشانی موذی ها با فتوشاپ و پینههای روی پیشانیشان، آن هم با فتوشاپ
آن قدر برجسته شده بود
که هیچکس از من و امثال من باور نمیکرد
که ترور شخصیت رئیسی از درون جبهه خودی چه پشت پرده ی نجسی دارد!!
و من البته بارها در این مدت
از خودم پرسیدم:
اگر در اردوگاه علی بودم
و خوارج، مالک و عمار را میزدند،
من کجا میایستادم؟!
میترسیدم از پیشانیهای پینهبسته؟!
از قداستهای جعلی؟!
یا میایستادم،
حتی اگر تنها میماندم؟!
جوابش هنوز هم آسان نیست.
اما امروز میدانم:
سکوت من،
راه را برای آنان باز گذاشت
همانها که پرچمت را بعد از تو برداشتند
و با نامت،
بر ناکارآمدی خود سرپوش گذاشتند.
و امروز شهر به شهر میروند و با اعتبار نام تو، کلاس میگذارند...
ما تو را تنها گذاشتیم.
نه فقط در دولت،
که در روایت.
نه فقط در عمل،
که در دفاع.
تو تلاش خودت را کردی.
اما ما،
هم در برابر ناکارآمدی تحمیلی
و هم ترور شخصیت سازمانیافته،
کم ایستادیم.
سید ابراهیم،
شاگرد بهشتی،
ما را دعا کن.
دعا کن
از این سکوتهای مصلحتی
و ترسهای نقابدار
رها شویم.
و اگر دعا کردی،
از خدا بخواه
حقیقتِ ریاکاری
از پشت همین پینهها بیرون بیفتد؛
پیش از آنکه
انقلاب را
دوباره
با دست «خودیها»
زخم بزنند.
ای شهید،
رحمت خدا بر تو
تولدت مبارک
#درد_دل
#شهید_خدمت
#شهید_تهمت
هدایت شده از صعود | دکتر سید محمود نبویان
👆✅توطئه و حمایت رسانهای صهیونیستها از اغتشاش در کشور، بیانگر اهمیت حفظ آرامش، وحدت و عدم ایجاد تجمعات غیرقانونی به هر بهانهای، حمایت از ارکان نظام و جدیت دولت در رفع مشکلات اقتصادی مردم عزیز است.
مراقبت کنیم که با پمپاژ ضعفها و ناامیدی از آینده کشور، اهداف دشمن را تکمیل نکنیم.
توییتر
https://x.com/nabaviantwt
ایتا
http://eitaa.com/nabavian