وقتی بعد از یه مدت طولانی که فقط سوار ماشین شدی
یهویی پیادهروی میکنی و با
آدم های جدید ، مغازه های جدید ، مُد جدید و...
مواجه میشی 😐
هدایت شده از ɴᴇᴠᴇʀʟᴀɴᴅ
امروز یه صحبت قشنگی شنیدم.
میگفتن که: توی تجمعات یه آقای نسبتا مسنی بود که هر شب آب بین مردم پخش میکرد. یه شب یه لیوان آب سمتم گرفت گفت بفرمایید. تشنم نبود نگرفتم. گفت من تمام کاری که از دستم بر میاد همین یه لیوان آبه، اینم شما نمیخوای از ما بگیری؟