دلبران روے زمین گر چه بگردند زیاد
تا حسن(علیهالسلام) هست نباید به ڪسے دل را داد
#صلیاللهعلیکیامعزالمؤمنین✋
"اَلسَّلامُعَلَيْكَياحَسَنَبْنَعَلِیوَرَحْمَةُ اللّهِوَبَرَكاتُهُ"
#اݪحمداللہڪہنوڪرتم
#دوشنبه_های_امام_حسنی
#هرگزنمیردآنکهدلشمستمجتباست
╔. ♡♡♡.═══════╗
@saberin_shahid_ghafari1
╚══════. ♡♡♡.═╝
8.05M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
▫️امام صادق علیه السلام:
تا می توانید به حضرت زهرا سلام الله
علیها توسل بجوئید؛ به اسم او استغاثه
کنید و مولای خود فاطمه را صدا بزنید
تا حاجت های شما برطرف شود و به
خواسته هایتان برسید.
📚الأسرار الفاطمية ، ص ۳۸
╔. ♡♡♡.═══════╗
@saberin_shahid_ghafari1
╚══════. ♡♡♡.═╝
سرهنگ "پاسدارشهیدمحمدغفاری"
◾️اسماء، همسر جعفر طیّار نقل میکند که : در لحظههای پایانی عمر حضرت زهرا علیها السلام ... دیدم آن
⤴️ ششمین روز ختم حدیث شریف کساء👆
#به_نیت_تعجیل_فرج_حضرت_ولیعصرعج
#اللّٰھُمَعجلْلِّوَلیڪَالفࢪَج
#ملتمس_دعا🤲
╔. ♡♡♡.═══════╗
@saberin_shahid_ghafari1
╚══════. ♡♡♡.═╝
سرهنگ "پاسدارشهیدمحمدغفاری"
یک جایی توی همین فضای مجازی خوندم: "شــــهادت یک مـقـام روحی است دنبال گلوله خوردن و جنگ نباشید
عزیز برادرم در حوالی دنیا با کوله بار گناه گم
شدهایم.در اولین ایستگاه منتظرت بنشینیم، میشود بیایی و دستمان را بگیری و بلندمان کنی..⁉️
میشود ریش گِرو بگذاری مارا هم با خود سر سفره حسینِ
زهرا ببری..؟ میشود پناهمان شوی ...؟
#دمی_با_شهید
#شهید_محمد_غفاری
#کاوه_پارسا
#شادی_روح_مطهرشهداصلوات
╔. ♡♡♡.═══════╗
@saberin_shahid_ghafari1
╚══════. ♡♡♡.═╝
شبیه خدا.mp3
3.56M
#تلنگری
#استاد_شجاعی
#استاد_پناهیان
✦ چطور میشه شبیه خدا بود؟
✧ انسانهایی که شبیه خدا میشن چه ویژگیهایی دارن؟
✦ برترین صفتی که میتونه انسان رو شبیه به خدا کنه چیه؟
╔. ♡♡♡.═══════╗
@saberin_shahid_ghafari1
╚══════. ♡♡♡.═╝
آن میوهای که فاطمه(س) آنرا طلب نمود
چون باب میل اوست شد این میوه تاجدار
ـ
#سید_حمیدرضا_برقعی
╔. ♡♡♡.═══════╗
@saberin_shahid_ghafari1
╚══════. ♡♡♡.═╝
سرهنگ "پاسدارشهیدمحمدغفاری"
آن میوهای که فاطمه(س) آنرا طلب نمود چون باب میل اوست شد این میوه تاجدار ـ #سید_حمیدرضا_برقعی ╔.
" داستان انار"
💠روزی حضرت زهرا علیها السلام بیمار و بستری شد. علی علیه السلام به بالین او آمد فرمود: زهرا جان! چه میل داری تا برایت فراهم کنم؟ گفت: من از شما چیزی نمی خواهم. حضرت علی علیه السلام اصرار کرد. فاطمه علیها السلام گفت: ای پسر عمو! پدرم به من سفارش کرده که هرگز چیزی از شوهرت در خواست نکن، مبادا تهیه آن برایش مشکل باشد و در برابر در خواست تو شرمنده شود. علی علیه السلام فرمود: ای فاطمه! به حق من، هر چه میل داری بگو تا برایت آماده کنم. فاطمه علیها السلام گفت: اکنون که من را سوگند دادی می گویم. اگر اناری برایم فراهم کنی خوب است. حضرت علی علیه السلام برخاست و برای فراهم نمودن انار از منزل بیرون رفت. در راه با چند نفر از مسلمانان روبرو شد و از آنها پرسید: انار در کجا پیدا می شود؟ آنها گفتند: یا علی! فصل انار گذشته، ولی چند روز قبل شمعون یهودی چند انار از طائف آورده بود. حضرت به در خانه شمعون رفت. شمعون وقتی که چشمش به علی علیه السلام افتاد علت آمدن آن حضرت را پرسید؟ علی علیه السلام ماجرا را گفت و افزود که برای خریداری انار آمده ام. شمعون گفت: چیزی از انارها باقی نمانده است همه را فروخته ام. همسر شمعون پشت در بود و سخن آنها را می شنید، به شوهرش گفت: من یک انار برای خودم برداشته بودم و در زیر برگها پنهان کردم. آنگاه رفت و انار را آورد و به حضرت علی علیه السلام داد. آن حضرت چهار درهم به شمعون داد. او گفت: قیمتش، نیم درهم است. امام فرمود: همسرت این انار را برای خود ذخیره کرده بود تا روزی از آن نفع بیشتری ببرد. نیم در هم مال خودت و سه درهم و نیم هم مال همسرت. آن حضرت در برگشت به طرف منزل، صدای ناله درمانده ای را شنید، به دنبال صدا رفت، دید مردی غریب و بیمار و نابینایی در خرابه ای بدون سرپرست و غذا روی زمین خوابیده است، حضرت جلو رفت و سرش را به دامن گرفت و از او پرسید: تو کیستی؟ از کدام قبیله ای؟ چند روز است که در اینجا افتاده ای؟ گفت: ای جوان صالح! من از اهالی مدائن (ایران) می باشم، در آنجا قرض زیادی داشتم. ناگزیر سوار بر کشتی شدم و با خود گفتم خود را به مولایم امیرمؤمنان می رسانم شاید آن حضرت کمکی به من کند و قرضهایم را ادا نماید - جوان نمی دانست که سرش بر دامن علی علیه السلام است - امام فرمود: من یک انار برای بیمار عزیزم می برم، ولی تو را محروم نمی کنم و نصفش را به تو می دهم. حضرت انار را دو نصف کرده و نصف آن را کم کم در دهان آن جوان می گذاشت تا تمام شد. جوان گفت: اگر مرحمت فرمایی نصف دیگرش را نیز به من بخورانی، چه بسا حال من خوب شود! علی علیه السلام نیم دیگر انار را نیز کم کم به او خوراند تا تمام شد. آنگاه حضرت بعد از خداحافظی با آن جوان بیمار به سوی خانه حرکت کرد. در حالی که از شدت حیا غرق در فکر بود به در خانه رسید، ولی حیا کرد وارد خانه شود. از شکاف در به درون خانه نگاهی کرد تا ببیند فاطمه علیها السلام خواب است یا بیدار. مشاهده کرد فاطمه علیها السلام تکیه کرده و طبقی از انار پیش روی اوست و میل می فرماید، حضرت بسیار خوشحال وارد خانه شد، متوجه شد که این انار مربوط به این دنیا نیست. پرسید: فاطمه جان! این انار را چه کسی برای شما آورده است؟ فاطمه علیها السلام گفت: ای پسر عمو! وقتی که از پیش من رفتی، چندان طولی نکشید که نشانه سلامتی را در خود یافتم. ناگاه صدای در به گوشم رسید فضه خادمه در را گشود، مردی را دید که طبق انار دارد. آن مرد گفت: این طبق انار را امیرمؤمنان علی علیه السلام برای فاطمه فرستاده است.
ریاحین الشریعة، ج 1، ص142
╔. ♡♡♡.═══════╗
@saberin_shahid_ghafari1
╚══════. ♡♡♡.═╝
🔸 دیروز تو نیامدی؛
امروز هم؛
و اسم فردا قلبم را میلرزاند!
برای منتظرانت تمام این ثانیهها به وسعت نبودنت، تاریک و به درازای نیامدنت، یلدایی است...
#یلدای_غیبت
#گرافیک_مهدوی
╔. ♡♡♡.═══════╗
@saberin_shahid_ghafari1
╚══════. ♡♡♡.═╝
#قسمتی_ازوصیتنامه_شهید:
💠ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻢ، ﻣﻦ ﺳﻼﻡ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺷﻬﺪﺍﺀ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺭﺳﺎﻧﺪ، ﻭ ﺍﺯ ﺍﯾﺜﺎﺭ ﻭ ﺧﻮﺩ ﮔﺬﺷﺘﮕﯽ ﺷﻤﺎﻫﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻧﻬﺎ ﺳﺨﻦ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮔﻔﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﯿﮕﻮﯾﻢ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﺗﻌﻬﺪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯾﺪ، ﺗﺎ ﺁﺧﺮ ﻗﻄﺮﻩ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﻥ ﺧﻮﺩ ﭼﮑﯿﺪﻩ ﺑﺮ ﺳﻨﮓ ﻓﺮﺵ ﺑﯿﺎﺑﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﺣﻖ ﻋﻠﯿﻪ ﺑﺎﻃﻞ ﺍﺳﺖ ﭘﯿﺮﻭﯼ ﺍﺯ ﺍﺳﻼﻡ ﻭ ﻭﻻﯾﺖ ﺭﺍ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺩﺍﺩ..
________________________
🌷دیدار تعدادی از دوستان شهیدگرانقدر با خانواده محترم شهیدمحمدغفاری
همزمان با فرارسیدن ایام غمبار فاطمیه🌷
╔. ♡♡♡.═══════╗
@saberin_shahid_ghafari1
╚══════. ♡♡♡.═╝
#آیتاللهبھجت(ره)
اگربهقطعیاتویقینیاتِدینعملکنیم؛
دروقتِخوابوبههنگامِمحاسبه،
پیمیبریمکهازکدامیکازکارهاییکهکردهایم،
قطعاًحضرتامامزمانعلیهالسلامازماراضیاست
و ازچهکارهایمانقطعاًناراضیاست!
📚درمحضربھجت،ج٢،ص٢٥٠
♡اللـ℘ـم؏ـجللولیڪالفـࢪج♡
#شب_بخیر🌙
╔. ♡♡♡.═══════╗
@saberin_shahid_ghafari1
╚══════. ♡♡♡.═╝