پر کشیدن ؛
مجال می خواهـد
آسـمانی زلال می خــواهد
اشتیاقِ پرنده ، کافــی نیست
چون که پرواز ، بال می خواهد
#شهید_حادثه_تروریستی_مجلس
#شهـید_جواد_تیموری
#سالـروز_شهـادت🕊
🌹 https://eitaa.com/saberin_shahid_ghafari1
🌷|جمعه ها حزن آلوده اند
چشم مااشک
و چشم توخون
ذکر ما:
هَلْ مِنْ مُعِينٍ فَأُطِيلَ مَعَهُ الْعَوِيلَ وَ الْبُكَاءَ
و ذکر تو:
فَلاَندُبَنَّکَ صَباحَاً وَ مَساءً وَ لَاَبکَينَّ عَلَيکَ بَدَلَ الدُمُوعِ دَمَاً...
#صاحبدلم . . .
#برایدلتنگبايدخواندأَمَّـنيُجيبُ
#المُضطَرإِذادعاهويَكشِفْالسوء
#اللهمعجللولیکالفرج
🌹 https://eitaa.com/saberin_shahid_ghafari1
#هوالشهید ..
📎تقدیم به محضر مقدّس مادران معظّم شهدا . . .
📎اثر برگزیدهی جشنواره ملی «وصف شهید»:
بــا اشک هاش، قبـــر تــرا رنگ میزند
این مادری که بوسه بر این سنگ میزند
مــادر نبــودهای کـه بدانی چه میکشـد...
از چه به خاک صورت خود چنگ میزند
مــادر نبـــودهای کـــه بـدانـی غم پســــر
آتـش بـه جـــــان مــــــادر دلتنـگ میزند
در استــوای هجــــر تو هـرچنـد سوختـه
امّـــا پـــر از غــرور دم از جـنـــگ میزند
با اشکهــای شعلــه ورش، دست بر دعـا
آتـش به هـــر چه فتنـه و نیــرنگ میزند
شاعر: سجاد شاكري فرزند شهید.
#شـهیـدمحـمدغـفاری❤️
#شـبـتـون_بـه_دورازدلتــنـگـی🌺
🌹 https://eitaa.com/saberin_shahid_ghafari1
8.02M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#نماهنگ جدایم نکن
از سیدعلی خامنه ای
https://eitaa.com/saberin_shahid_ghafari1
💠می خواهم بروم جبهه💠
سرش را کج کرد و گفت: علی داداشی، تو لااقل اجازه بده که من برم جبهه، همه ی دوستام دارن میرن.
قاسم، قبل از اینکه بیاید پیش من، سراغ همه ی برادرها و خواهرها رفته بود و همه ناامیدش کرده بودند، اینو که گفت، فکری به ذهنم خطور کرد، گفتم: من حرفی ندارم، برو. هنور همه ی جمله را ادا نکرده بودم که در یک چشم به هم زدن پر درآورد و رفت، من که خودم هم نفهمیده بودم که چه گفته ام، بلافاصله تلفن را برداشتم و شماره واحد اعزام سپاه را گرفته و به دوستی که مسوول قسمت فوق بود گفتم: اخوی ما دارد میاد سراغ شما که اجازه بدی بره جبهه، شناسنامه اش را بخواه و چون به سن قانونی نرسیده، بهانه ای بگیر و نذار بره جبهه.
آن روزها سرمان شلوغ بود، مرتب شهید و مجروح می آوردند و ما هم بایستی همه ی کارهای لازم را انجام دهیم، بنابراین یادم رفت که موضوع را پیگیری کنم،
ساعت 8 صبح بود، مادر زنگ زد و گفت: قاسم دیشب نیامده. گفتم: حتماً با بچه ها رفته بسیج، ظاهراً مادر قانع شد و من هم گوشی را قطع کردم و مشغول کارها شدم. وسط مسیر تشییع شهدا بودیم که مسوول اعزام بسیح را دیدم، زد پشت من و گفت: اخوی! حالا مارو می زاری سر کار؟ گفتم: چطور مگه؟ گفت: اخوی شناسنامه اش را آورد، اما سنش که مشگلی نداشت. گفتم: خوب! گفت: خوب که خوب، ما هم مهر زدیم و رفت. گفتم: کجا؟ گفت: احتمالاً خرمشهر…..
به هر کجا زدم که از طریق تلفن و دوستانش پیدایش کنم، نشد که نشد. چند روز بعد، ساعت 9 صبح و طبق معمول زنگ زدم به تعاون سپاه تا اسامی شهدایی که شب قبل آورده بودند را به بپرسم تا برای تشییع آنها برنامه ریزی کنیم، مسوول تعاون گوشی را برداشت. بعد از حال و احوال همیشگی، گفتم: اسامی شهدا را بگو که من یادداشت کنم. گفت: شکیب تویی؟ گفتم: آره گفت: ا، ا، اسم اخویت هم که تولیست هست.
📚 خط سرخ
https://eitaa.com/saberin_shahid_ghafari1
نشسته بود پای سخنرانی امام...
یهو دیدن زد زیر گریه
گفتن چی شده؟
امام که چیز خاصی نگفتن
گفت امام این قسمت از صحبتش رو قبلا گفته بود
حرف امام رو زمین مونده که امام حرفشون رو تکرار کردن
نمیخوام حرف امام رو زمین بمونه و امام احساس کنن تنها هستن...
❌حال ما باید چطور باشه وقتی حضرت آقا چندین ساله دارن دولت و ملت را مکررا به چند نکته خاص راهنمایی میکنن اما گوشمون نمیشنوه
#ولایت
#امام_رهبری
https://eitaa.com/saberin_shahid_ghafari1
🕊حیات عندالرب، نقطهی پایانی #معراج بشریت است كه به آن جز با #شهادت دست نميتوان یافت ...
#شهید_آوینی
#شهیدغفاری🕊
#نیروی_ویژه_صابرین_سپاه
|🌷 یادکنید شهدارابا ذکر صلوات🌷|
🌹 https://eitaa.com/saberin_shahid_ghafari1