eitaa logo
سرهنگ "پاسدارشهیدمحمدغفاری"
1هزار دنبال‌کننده
20.2هزار عکس
5.8هزار ویدیو
115 فایل
ولادت: 1363/10/30 ـــ🌺ــ شهادت:1390/6/13 اینستاگرام https://www.instagram.com/shahid.mohammad.ghafari.parsa محل شهادت:سردشت،ارتفاعات جاسوسان محل دفن:گلزارشهدای شهرهمدان 🔻نظرات وپیشنهادات🔻 @shahedesaber 🔻خادم کانال🔻 @shahid_mohamad_ghafari
مشاهده در ایتا
دانلود
سرهنگ "پاسدارشهیدمحمدغفاری"
#روز_دوازدهم_چله_زیارت_عاشورا به نیابت از شهید دفاع مقدس #عبدالحسین_برونسی 🌷متولد۱۳۲۱/۶/۳کدکن استا
🌷وصیت نامه شهید عبدالحسین برونسی👇 من با چشم باز این راه را پیموده ام و ثابت قدم مانده ام؛ امیدوارم این قدمهایی که در راه خدا برداشته ام، خداوند آنها را قبول درگاه خودش قرار دهد و ما را از آتش جهنم نجات دهد. فرزندانم، خوب به قرآن گوش کنید و این کتاب آسمانی را سرمشق زندگیتان قرار بدهید. باید از قرآن استمداد کنید و باید از قرآن مدد بگیرید و متوسل به امام زمان(عج) باشید. همیشه آیات قرآن را زمزمه کنید تا شیطان به شما رسوخ پنهانی نکند. ای مردم نادان، ای مردمی که شهادت برای شما جا نیفتاده است در اجتماع پیشرو باید در باره شهیدان کلمه اموات از زبانها و از اندیشه ها ساقط شود و حیات آنان با شکوه تجلی نماید«وبل احیاء عند ربهم یرزقون». فرماندهی برای من لطف نیست، گفتند این یک تکلیف شرعی است، باید قبول بکنید و من براساس«اطیعو الله و اطیعو الرسول و اولی الامر منکم» قبول کردم. مسلما در راه امر به معروف و نهی از منکر از مردم نادان زیان خواهید دید، تحمل کنید و بر عزم راسختان پایدار باشید. 🌷 🌹 https://eitaa.com/saberin_shahid_ghafari1
❤️ سـَرِ سَجـّاده ی شعـریم و دعا گـوی شما چه سَبک میشود آدم که تو را میخواند ... ❤️🍃 https://eitaa.com/saberin_shahid_ghafari1
🌼یه صلوات میفرستید برای سلامتی آقامون؟ 🌺 ‌اللّهُم صَل عَلی مُحَمَّدوآل مُحَمَّدوعَجِّل فَرَجَهم🌺 https://eitaa.com/saberin_shahid_ghafari1
❤️من ، احسان، معراج شهدا... خاطره خواندنی و جذاب از دختر جوانی که تلاش کرد تا همسرش را برای عقد در معراج شهدا راضی کند. ✅انتشار به مناسبت سالروز ازدواج امام علی (ع) با حضرت زهرا (س) 🌹 https://eitaa.com/saberin_shahid_ghafari1
سرهنگ "پاسدارشهیدمحمدغفاری"
❤️من ، احسان، معراج شهدا... خاطره خواندنی و جذاب از دختر جوانی که تلاش کرد تا همسرش را برای عقد در
❤️من ، احسان، معراج شهدا... 📝خاطره خواندنی و جذاب از دختر جوانی که تلاش کرد تا همسرش را برای عقد در معراج شهدا راضی کند. 🌷با چند تا از رفقا رفته بودیم بهشت زهرا، از کنار قطعه بهشتی سرداران بی پلاک که رد می شدیم متوجه جمعیت و داربست و میز و... شدیم، این کنجکاوی مون رو زیاد کرد، جلوتر که رفتیم فهمیدیم یک زوج مراسم عقدشون رو اونجا گرفتن، چند دقیقه ای نشستیم روی موکت های ردیف شده ی پایین مزار شهدای گمنام و چشم دوختیم بهشون. از همون روز دلم قنج می زد برای یه همچین مراسم متفاوت و باحالی. یکی دو سالی گذشت که یکی از بچه ها خبر از عقد و مراسم مائده(دوستم) تو یه جای دنج به اسم معراج شهدای تهران برگزار کرد. 🔸 تا حالا معراج نرفته بودم، دقیق یادم نیست چه مشکلی پیش اومد که نتونستم به مراسم عقد دوستم تو معراج شهدا برم. اما بعداً عکساش دستم رسید یک مکان دنج کنار شهدا. انگار خونه خود شهدا بود، رفت و آمد و خوشحالی شون رو می شد حس کرد. انگار واقعاً شهدا میزبانشون بودن. خیلی جالب بود برام. طاقت نیاوردم، یک شب بعد با زهرا رفتیم معراج. وارد که شدیم دیدیم شهدای تازه تفحص شده رو به معراج آوردند. 💠یک مراسم پرشکوه و پرجمعیت. یک جای دنج هم دادن بهم. یک گوشه کنار تابوت شهید. عاشقشون شدم اونقدری که همون شب ازشون خواستم میزبانم باشن برا عقدی که نمی دونستم کِی و با کی !!!... نمی دونست کجا ميخوام ببرمش، هیچی نمی دونست، به گوششم نخورده بود، اصلاً راستش اهل این چیزا هم نبود؛‌ همه اینا استرسم رو چند برابر کرده بود. فقط یک جمله بهش گفتم: فردا فلان ساعت مترو امام خمینی... راستش تا صبح ده دفعه از خواب پریدم. اگه بگه نه چی؟ اگه خانوادش قبول نکنن چی؟ اگه خوشش نیاد چی؟ اگه یک فکر دیگه ای راجع به من کنه چی؟ یک تصمیم هایی تو زندگی باید دوطرفه باشه!!! اگه فقط از کلمه نه استفاده می کرد که حق کاملش هم بود؛ حسرتش تا عمر داشتم تو دلم می موند... ⏰سر ساعت اونجا بود، با نگاه مبهم از استرس و نگرانی به خودش پناه بردم، نگاش که می کنم تا چند لحظه وقت می خرم از دنیا... کلاً جدا می شم از همه چی، واسه همین هروقت باهام حرف میزنه سرم رو پایین نگه میدارم که حواسم جمع باشه... سرباز جلوی در معراج گفت: «برا چه امری تشریف می برید؟» همینطوری که احسان مبهم نگاش می کرد. سریع گفتم: «برای زیارت...» هیچی نمی گفت، وارد معراج شدیم، اونجا همیشه شیش تا شهید گمنام خوش قد و قامت تو تابوت هست که یک آرامشی داره که نگو... دیگه فقط سکوت بود و سکوت بود و سکوت... دو زانو نشست پایین پاشون، گفتم: «آقا اگه میشه اینجا عقد بگیریم....» کلی حرف و سخنرانی آماده کرده بودم که براش بگم از شهید و شهادت و عقد و آرزوهام و فلان. مي خواستم برم بالا منبر که یهو گفت: «اینجا خیلی خوبه خانوم! همينجا بگیریم عقد و... باز چند ثانیه از دنیا قرض گرفتم و رفتم که با خیالش خوش باشم... 🌹 https://eitaa.com/saberin_shahid_ghafari1
ﭘـﻠڪے بہ ﻫﻢ ﺑﺰﻥ ڪہ ﻫﺪﺍیٺــــــ ﺷﻮﺩ دلمـ https://eitaa.com/saberin_shahid_ghafari1
چشــــمت رهَـــــــــم نمیدهــــد به گذرگاهِ عافیـــــت بیمـــارم و خوشـــــم که دلـــــم مبتــــــلای توســــــت . . . . ❤️ مـحـمـدجــان ❤️ میترسم بخاطر گناهانم از چشمانت افتاده باشم دلم خوش است فقط به اینکه تو حداقل نگاهم میکنی و پیش خدا شفاعت.. . . حالے،خیال وَصلت خوش می‌دَهد فَریبم..! ! 🌹 https://eitaa.com/saberin_shahid_ghafari1
🔰سبک زندگی ‌اسلامی؛ ازدواج ‌آسان همان روز خواستگاری گفتند: که من تازه از جبهه آمده‌ام و پدر و مادرم هم وضع خوبی ندارند.. اگر امکانـش هست ، رسمِ حزب‌اللهی‌ها را اجرا کن و همین عقدِ ساده را قبول کن.. که آن هم در خانه ما بود ، نه طلایی و نه لباسی و ... 🌷شهید سیدمجتبی علمدار🌷 🌹 https://eitaa.com/saberin_shahid_ghafari1
شجـاعت فقط توی جنگیدن و این چیزها نیست ! شجاعت یعنی همین ڪه بتونـی ڪار درستی رو ڪه خلاف رسم و رسوماتِ ، انجام بدی ... مثل جشــن ازدواج 💍 در جـوار شهــدا 💍 🌹 https://eitaa.com/saberin_shahid_ghafari1
test.mp3
2.15M
🎼 شک ممنوع... به انتخابت شک نکن ! باهر کسی ازدواج کردی اون بهترین انتخابه !👌 ---۰۰۰۰۰۰۰۰🌺🍃🌺۰۰۰۰۰۰۰۰۰----- https://eitaa.com/saberin_shahid_ghafari1
تازه داماد بود و قرار بود مراسم عروسی‌اش برگزار شود خودش در سـوریه بود ؛ به خانواده گفت : کارت مراسم را پخش کنند ... وعده داد که خودش را می‌رساند! خانواده هم کارت‌های عروسی‌اش را پخش کردند . راست می گفت ؛ خودش را رساند ، اما چگونه ...!😭 🕊 🌹 https://eitaa.com/saberin_shahid_ghafari1