برای خودش یک نیروی #انقلابی تمام عیار بود. مأموران رژیم شناخته بودندش. هر بار با زیرکی از دستشان فرار می کرد. نزدیک تحویل سال نو همه رفقای هم ردیفش را سازماندهی کرد و برد حرم حضرت معصومه. دسته دسته هر کدام را یک گوشه از صحن مستقر کرد. سال که تحویل شد نقشه اش را عملی کرد. از هر جای صحن فریاد مرگ بر شاه بلند بود. مأموران سردر گم دنبال صدا می گشتند...
يک بار برايش پيغام دادند که بيا و دست از اين کارها بردار، اگر دستگيرت کنيم بلايي بر سرت بياوريم که از کارت پشیمان شوی. در جوابشان گفته بود: «ما که خربزه خورديم، پاي لرزش هم می نشینیم. شما هرچه از دستتان بر مي آيد کوتاهي نکنيد؛ مثل ما که دست برنمی داریم.»
راوی: پدر شهید
#شهید_جواد_دل_آذر
https://eitaa.com/saberin_shahid_ghafari1
میخواهند یاد شهدا احیا نشود، #نگذارید...
رهبرمعظم انقلاب :
دشمنان میخواهند یاد شهدا احیا نشود برای اینکه جاده شهادت کور بشود.
تجربه کردهاند که وقتی نام شهدا با عظمت برده میشود، #جوان امروز که، نه دوره جنگ را دیده و نه دوره امام را ، وقتی میفهمد که یکجایی در آنطرف منطقه دارند با دشمنان میجنگند، پا میشود میرود حلب، بوکمال، زینبیه...
https://eitaa.com/saberin_shahid_ghafari1
تو آسمانی و من ؛
ریشہ در زمین دارم
همیشہ فاصلہای هست
داد از ایـن دارم . . .
#شهید_مدافعحرم_سجاد_باوی
#دومین_سالروز_شهادت
https://eitaa.com/saberin_shahid_ghafari1
همسر #شهید_عبدالحسین_برونسی
اگر تصور کنیم در دوران جنگ همه متوجه جبهه و جنگ بودند، تصور اشتباهی است.
درک که نمی کردند هیچ، مسخره هم می کردند.
می گفتند: این شوهر تو از جبهه چی میخواد؟
یکی میگفت : آقای برونسی از زن و بچه ش سیر شده.
عبدالحسین که آمد مرخصی، حرف آن زن را بهش گفتم،
عبدالحسین جواب داد من زن و بچه م را دوست دارم اما جبهه واجب تر است.
کسی که این حرف را زده ، لابد نمیداند توی مرز خیلی ها هستن که همه چیزشان رفته و امنیت ندارند
https://eitaa.com/saberin_shahid_ghafari1
4_5807890880593395950.pdf
6.36M
کتاب بسیار زیبا و تاثیرگذار
" خاک های نرم کوشک "
زندگینامه و خاطرات سردار
شهید عبدالحسین برونسی
https://eitaa.com/saberin_shahid_ghafari1