eitaa logo
راه رشد
1.7هزار دنبال‌کننده
40 عکس
17 ویدیو
0 فایل
((يَهْدِي إِلَى الرُّشْدِ فَآمَنَّا بِهِ : (قرآن) به سوی رشد و تعالی هدایت می کند پس به آن ایمان آوردیم.)) جن، ۲
مشاهده در ایتا
دانلود
درس عاشورا چیست؟ که از کربلای زمان خود غافل نشویم. کربلای زمان این روزهای جهان کجاست جز غزه؟ کودکان یتیم زمستان سرد را زیر برف و باران و بمب گذراندند و اکنون تابستان گرم را بدون آب غذا با گلوله تانک می گذرانند. مردم غزه نیازی به جانبداری ظاهرسازانه ندارند. آنهایی را می گویم که حاضرند حرف بزنند و گریه کنند ولی نه تنها میلی به کمک عملی به ستمدیدگان در مقابل ستمگران ندارند بلکه آنهایی را که برای این هدف مقدس تمام قد به میدان آمده اند مانند یمن عزیز و حزب الله قهرمان را هم نکوهش می کنند! در تعدادی از منابع شیعه و سنی مانند لهوف و مقتل خوارزمی آورده اند که پیامبر اکرم ماجرای غم بار شهادت حضرت سیدالشهدا را از جبرئیل شنیده و در مسجد مدینه نقل کردند و مسلمانان گریستند. سپس این جمله معروف را فرموندند که: ((اتَبکونَه وَ لا تَنصُرونهَ؟! : آیا برایش گریه می کنید ولی کمکش نمی کنید؟!)) ((گر دوست توئی دست به یاری برسان)) ★*******★ کانال راه رشد https://eitaa.com/joinchat/1422065876C7720d5cca4
خداوندی که تمام زندگی دنیا را ((مَتَاعٌ قَلِيلٌ : بهره ای اندک))  توصیف می کند (نحل، ۱۱۷)، فدیه اسماعیل که در ازای آن، قربانی شدنش بخشوده شد ((ذِبْحٍ عَظِيمٍ : قربانی با عظمت)) توصیف می کند (صافات، ۱۰۷). فرمان قربانی شدن اسماعیل بخشوده شد در ازای جان نازنینی که سه هزار سال بعد، از نسل اسماعیل در سرزمین کربلا، مانند اون پیشانی اش را بر زمین گزاردند و گردنش را بریدند همان گونه که قرآن کریم فرموده ((وَتَلَّهُ لِلْجَبِينِ : او را به پیشانی بر خاک افکند)) صافات، ۱۰۳ کاش همه اینها یک قصه بود. هیچ کس بهتر از معصومین از اصل ماجرا خبر ندارد و روضه شخص سیدالشهدا را نمی داند. سر حضرت را که با سنگ شکستند خون بر صورتشان جاری شد؛ خواستند با لباس جلوی خون را بگیرند که تیری سه شعبه به سینه حضرت خورد و از اسب به زمین افتادند. حضرت تیر را از پشت درآوردند و خون از زخمشان جاری شد. از این به بعد تا زمان شهادت که به قولی ۳ ساعت طول می کشد، دفاع امام در حالت نشسته و یا دراز کشیده از خود و اهل بیت است. باقی ماجرا را از زبان حضرت قائم (عج) در زیارت ناحیه مقدسه می خوانیم: ((حَتَّى نَكَسُوكَ عَنْ جَوادِكَ، فَهَوَيْتَ إِلَى الْأَرْضِ جَريحاً : تا آن كه تو را از اسب سرنگون ساختند، و با بدنى مجروح بر زمين افتادى؛ اسب‏ ها با سم ‏هايشان تو را لگدكوب كردند و طغيان‏گران تو را با شمشيرهايشان ضربه مى ‏زدند؛ ... هنگامى كه زنان اسبت را شرمسار ديدند و به زين واژگونش نظر افكندند از خيمه‏ ها بيرون آمدند، موهاى‏شان را بر چهره‏ هاى‏ خود پريشان كرده، بر چهره‏ هاى بدون نقاب‏شان سيلى مى‏ زدند، و با صداى بلند ناله مى‏ کردند و تو را صدا می زدند. و آنان بعد از عزّت ذليل شده بودند، و به سوى قتلگاه تو شتافتند (و این منظره را دیدند) در حالى كه شمر (لعنة اللَّه عليه) بر روى سينه‏ ات نشسته بود و شمشيرش را بر گودى زير گلوى تو فرو برده و محاسنت را به دست گرفته بود ... پس، خبردهندۀ شهادت تو نزد قبر جدّ تو رسول خدا - درود خدا بر او و آل او باد - ايستاد، و با اشكِ ريزان خبر شهادت تو را به پيامبر داد؛ ... پس، پيامبر آشفته گرديد، و قلب وحشت ‏زده‏ اش گريست؛ و به خاطر تو فرشتگان و پيامبران بر او تسليت گفتند؛ و به خاطر تو مادرت زهرا سوگوار و مصيبت‏ زده شد؛ و لشكريان فرشتگان مقرّب الهى براى تسليت گفتن به پدرت امير مؤمنان آمد و شد كردند.)) ((خنجر رسید از راه، حنجر را ببُرِّد در پیش چشم فاطمه سر را ببُرَّد خنجر ولی کار بریدن را رها کرد از بوسه گاه مادرش زهرا حیا کرد تا منصرف آن خنجر از زیر گلو شد با یک لگد سالار زینب پشت و رو شد  قاتل گرفت از گیسویش در روز روشن وقتی فرو شد دشنه ای بر پشت گردن… …با ضربه ی اول شبیه محتضر شد در زیر چکمه تشنگی اش بیشتر شد با ضربه ی دوم دوباره دست و پا زد خیلی به زحمت مادر خود را صدا زد با ضربه ی سوم که قصد حنجرش کرد بالای سر زهرای هجده ساله غش کرد با ضربه ی چهارم محاسن غرق خون شد فرزند زهرا حا و سین و یا و نون شد با ضربه ی پنجم به جانش رعشه افتاد روی زمین پا می کشید_ ای داد بی داد _ مثل تو مشتاق بریدن هیچ کس نیست شش ضربه ی محکم زدی ای شمر بس نیست؟ با ضربه ی هفتم شبیه شیرخواره آمد صدای خس خس از حلقوم پاره با ضربه ی هشتم که دل از خواهرش کند زینب میان خیمه ها مو از سرش کند مثل تو مشتاق بریدن هیچ کس نیست نُه ضربه ی محکم زدی ای شمر بس نیست؟ مثل تو مشتاق بریدن هیچ کس نیست ده ضربه ی محکم زدی ای شمر بس نیست؟ وقتی نمی بُرد بیا و دست بردار آقای ما را ذبح کردی یازده بار با ضربه ی آخر که جانش بر لب آمد دیگر صدای ضجه های زینب آمد ... با بغض حیدر ؛ بغض زهرا سر بریدند با حوصله آقای ما را سر بریدند)) شاعر: علیرضا خاکساری ذِبْحٍ عَظِيمٍ ★*******★ کانال راه رشد https://eitaa.com/joinchat/1422065876C7720d5cca4
((این راه را نهایت صورت کجا توان بست؟ کِش صد هزار منزل بیش است در بِدایت در این شبِ سیاهم گم گشت راهِ مقصود از گوشه‌ای برون آی ای کوکبِ هدایت)) حافظ هنر عرفان این است که تمایلات معنا خواه بشر را زنده می کند. تفاوت بدون استثناء انسان از حیوان در همین معنا خواهی ست. بعضی می گویند انسان، حیوان اجتماعی است در حالی که مورچه ها از ما اجتماعی ترند. بعضی دیگر می گویند انسان، حیوان ناطق است در حالی که درجات پایین تری از نطق و زبان در حیوانات هم وجود دارد. ولی هیچ حیوانی مانند انسان معناجو نیست و از همین نکته می توان فهمید که معناجویی نشات گرفته از همان روح خدایی ست که در انسان دمیده شد و در هیچ مخلوق دیگری (از حیوانات گرفته تا اجنه و فرشتگان) دمیده نشده است. بین تمام نیازهای انسان، ((معنا)) از همه مبهم تر است. من گمان می کنم معنا، کششی ست که انسان به خدا دارد؛ خداوند پوشیده و غیر قابل توصیف است، معنای زندگی هم غیرقابل تعریف است. ((... وَ كُنْ لى اَكُنْ لَكَ : (خداوند فرمود ای فرزند آدم) برای من باش، تا برای تو باشم.)) حدیث قدسی، کتاب جواهر السنیّه، ص ۶۷. ((هیچ در هیچ مپرس که جوابت اینجاست ساغر و باده ببین، رگ خوابت اینهــــاست تیر صیادان مست، به خطا خواهد رفت جاده طی شد بی سبب، به کجا باید رفت؟)) ★*******★ کانال راه رشد https://eitaa.com/joinchat/1422065876C7720d5cca4
14.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
((هر چیزی که چشم را زیاد فعال کند مغز را تعطیل می کند. در فضای حقیقی زندگی کنیم نه فضای مجازی. تنوع بی نهایت عرضه در اینستاگرام باعث می شود که از همه چیز زندگی خودتان ناراضی شوید.)) ((مَنْ أَصْبَحَ عَلَى الدُّنْيَا حَزِيناً، فَقَدْ أَصْبَحَ لِقَضَاءِ اللَّهِ سَاخِطاً : هرکس برای دنیا غمگین شود بر قضا و اراده الهی خشمگین می گردد.)) نهج البلاغه، حکمت ۲۲۸. انسانِ همیشه ناراضی هیچگاه نمی تواند شکر کند و هیچگاه با خداوند دوست و در آشتی نیست! و این اصلا موضوع کوچکی نیست. ★*******★ کانال راه رشد https://eitaa.com/joinchat/1422065876C7720d5cca4
من هزار را دارم، میلیارد را ندارم. اگر تمرکزم بر میلیاردها نداشته باشد، هیچگاه داشته هایم را نمی بینم و همیشه ناشکر باقی می مانم. خداوند هزار را به من داده در حالی که به خودی خود استحقاق یک را هم نداشتم (( اِبْتَدَاْتَنى بِنِعْمَتِكَ قَبْلَ اَنْ اَكُونَ شَيْئاً مَذْكُورا : من را شروع کردی به (لطف) نعمتت قبل از آنکه چیز قابل ذکری باشم.)) دعای عرفه. خداوند فرموده است همین هزار داشته ات را ببین و شکر کن، میلیاردها نداشته ات را میدهم: ((وَإِذ تَأَذَّنَ رَبُّكُم لَئِن شَكَرتُم لَأَزيدَنَّكُم : و زمانی که پروردگارت اعلام کرد اگر شکرگزاری کنید قطعا بر شما می افزایم.)) ابراهیم، ۷. ((تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن که دوست خود روش بنده پروری داند!)) حافظ دعای عرفه امام حسین(ع) را ببینید، بابت آویزه های پرده قلب گرفته تا محل روییدن دندان هایشان خداوند را سپاس می گویند. به قول معروف شما اول پسرخالگی ات را ثابت کن، نشان بده قدردان نعمت های بزرگی که خداوند به کرمش و بدون استحقاق داده هستی، بعد دعا و درخواست نداشته ها را شروع کن البته بدون حالت طلب کاری! متن دعا آنقدر مهم نیست که نگرش و حالت درونی دعاگو مهم است. ★*******★ کانال راه رشد https://eitaa.com/joinchat/1422065876C7720d5cca4
اگر مشرکین صلح حدیبیه را نقض نمی کردند، پیامبر مکه را فتح نمی کرد. بعضی جنایات جبهه باطل، در نهایت به سود جبهه حق می انجامد. ترور شهید سلیمانی، مجوز مشروع و مقبولی بود تا بتوانیم قبح حمله به نیروهای آمریکای را بشکنیم. اکنون هم ترور شهید اسماعیل هنیه در خاک کشور ما، به ما مجوز مقبول بین المللی می دهد برای حمله مستقیم تاثیرگذار به خاک اسرائیل. نهایت امور به خدا ختم می شود. این کشتی طوفان زده به ساحل آرامش خواهد رسید. ((بَرد کشتی آنجا که خواهد خدای وگر جامه بر تن درد ناخدای)) فردوسی ★*******★ کانال راه رشد https://eitaa.com/joinchat/1422065876C7720d5cca4
مرحوم شیخ عباس قمی در کتاب شریف مفاتیح الجنان در اعمال دهه اول ذی الحجه ۵ دعا را آورده که خداوند به حضرت عیسی(ع) آموزش داده است. ۳ جمله از آن دعاها را انتخاب کردم: ((حَسْبِیَ اللّٰهُ وَکَفیٰ، و سَمِعَ اللّٰهُ لِمَنْ دَعا، لَیْسَ وَراءَ اللّٰهِ مُنْتَهی : خداوند مرا بس است و کفایت می‌کند، و می شنود خدا هر که او را بخواند، بالاتر از خدا منتهی و مقصدی نیست.)) ((خواسته)) هرچه قدر که بزرگ تر باشد بهتر است! خداوند می گوید بدان که بالاتر از من مقصدی نیست؛ می داند که انسان ذاتا بی نهایت طلب است و فقط همین اشاره کافی ست تا انسان زیرک مطلب را دریافت کند. چون که صد آمد نود هم پیش ماست ... ((مقدسی که قدیمست از صفات کمال منزهی که جلیل ست بر نعوت جلال به ذات لم یزلی هست واحد اندر مجد بعز وحدت پیدا از او سنا و کمال به هستی جبروتی نیاید اندر وهم به عزت ملکوتی بری ز شکل و مثال برای جلوه‌گری از سُرادق عرشی کند مُنَور مغرب بروی خوب هلال هزار نافهٔ مشک ازل دهد هر شب برای نفخهٔ عشاق بر جنوب و شمال خورنده لقمهٔ جودش ز عرش تا به ثری به درگه صمدی عاجزند جمله عیال زمازم ملکوتش کند دلم چون خون مراست جام وصالش همیشه مالامال)) سنایی ★*******★ کانال راه رشد https://eitaa.com/joinchat/1422065876C7720d5cca4
ریشه نفاق (مانند ریشه ایمان) در دل است؛ آنجا که سعی در جمع کردن دو محبت متناقض در دل خویش دارید، در حال پروراندن نفاق در خود هستید. محبت خدا با محبت دشمنان خدا در یک دل جمع نمی شود. خداوند در سوره مجادله می فرماید: ((لا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ : هیچ گروهی را نمی یابی که به خدا و روز دیگر ایمان داشته باشند ولی با دشمنان خدا و رسولش دوستی کنند!)) آیه ۲۲. ریشه نفاق مردم مدینه زمان پیامبر، با نفاق ۱۴۰۰ سال بعدش تفاوت چندانی ندارد. در جای دیگری از همین سوره می فرماید: ((أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مَا هُمْ مِنْكُمْ وَلَا مِنْهُمْ وَيَحْلِفُونَ عَلَى الْكَذِبِ وَهُمْ يَعْلَمُونَ : آیا ندیدی کسانی را که طرح دوستی ریختند با گروهی که خداوند بر آنان خشم گرفته؟ اینان نه جزو آنان اند و نه جزو شما. به خدا قسم دروغ می خورند و خودشان می دانند.)) مجادله، ۱۴. می فرماید این منافقان نه از آنها (مشرکین و کفار) اند و نه از شما (مسلمانان و مومنین)؛ قسم می خورند (آیه و حدیث می خوانند و از زبان دینی استفاده می کنند) تا تظاهر کنند که ما هم جزو شماییم ولی خودشان هم می دانند که با شما فرق دارند! چشم انداز رستاخیر منافقین جالب است آنجا که می فرماید: ((به خاطر بياوريد روزي را كه خدا همه آنها را برمي انگيزد؛ آنها براي خدا نيز قسم (دروغ) می خورند همانگونه كه (امروز) براي شما قسم (دروغ) مي‏خورند، و گمان مي‏كنند (با اين ظاهرسازی ها مانند دنیا) می توانند كاری پیش ببرند! بدانيد که آنها دروغگويانند. شیطان بر آنان چیره و مسلط شده و یاد خدا را از خاطرشان برده است، آنان حزب شیطانند، آگاه باش که حزب شیطان یقیناً همان زیان کارانند.)) مجادله، ۱۸ و ۱۹. ★*******★ کانال راه رشد https://eitaa.com/joinchat/1422065876C7720d5cca4
اولین متنی که توانستم بخوانم (قبل از شروع مدرسه) قرآن بود. به  لطف خدا از آن زمان تا کنون دور قرآنم قطع نشده. نشمرده ام ولی بیشتر از ۲۰ دور کتاب خدا را خوانده ام. اگر رجوعت به قرآن مانند رجوع یک تشنه به چشمه باشد؛ اگر نشستنت در پای سخنش مانند نشستن با خضوع یک شاگرد در مقابل معلم و هادی اعظم خود باشد؛ زنده بودنش را به تو نشان می دهد. دو مثال از ده ها مثالِ زنده بودن قرآن در زندگی خود را می نویسم تا اصل ماجرا را بگویم. در دوره دبیرستان مدتی ذهنم مشغول بود. می گفتم خداوند فارغ از دیدن و تصور است، اما من که ناقصم می خواهم برای ایجاد ارتباط دلی با او تصوری از او داشته باشم. یک روز صبح زود نیازم را به قرآن قدیمی خانه مان عرضه کردم و این کتاب بزرگ را باز کردم. تنها یک آیه از قرآن کریم است که برای خداوند از میان محسوسات مثالی زده است که همان آیه در ابتدای صفحه آمده بود: ((اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ : خدا، نور آسمان ها و زمین است!)) نور، ۳۵. یک شب در دوران دانشگاه در اتاق داشتم آرام قرآن می خواندم. یکی از ویژگی های پدر و مادرها وقتی پا به سن می گذارند این است که گوششان سنگین می شود. وسط قرآن خواندن، مادرم از اتاق پذیرایی سوالی پرسید، تلاوت را قطع کردم و جواب دادم. به اتاقم نزدیک تر شد و دوباره پرسید، بلندتر جواب دادم. کنار در اتاقم ایستاد و گفت: ((چی؟!)) ساکت شدم، ابتدا نفسی کشیدم و دوباره جواب دادم. این دفعه شنید و شب بخیر گفت و رفت. دنبال خط گشتم، وسط صفحه و میان آیه بود آها اینجا: ((إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلَاهُمَا فَلَا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ وَلَا تَنْهَرْهُمَا وَقُلْ لَهُمَا قَوْلًا كَرِيمًا : اگر يكى از آن دو يا هر دوی آنها در كنار تو به سالخوردگى رسيدند به آنها [حتى] اوف هم مگو و آنها را مران و با آنان سخنى بزرگوارانه بگوى!)) اسراء، ۲۳. مجال گفتن همه این موارد شیرین نیست ولی دیشب در دور قرآنم به سوره ای رسیدم که بشارت خدا را در این روزها و شب های سخت یافتم و حیفم آمد با شما به اشتراک نگذارم. سوره حشر! آیه دو! ماجرای شکست یهود بنی نضیر از پیامبر(ص) بعد از شکست توطئه ترور آن حضرت: ((هُوَ الَّذِي أَخْرَجَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِنْ دِيَارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ مَا ظَنَنْتُمْ أَنْ يَخْرُجُوا وَظَنُّوا أَنَّهُمْ مَانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللَّهِ فَأَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبُوا وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُمْ بِأَيْدِيهِمْ وَأَيْدِي الْمُؤْمِنِينَ فَاعْتَبِرُوا يَا أُولِي الْأَبْصَارِ : اوست کسی که کسانی که کافر شدند از اهل کتاب (یهود) را در نخستین بیرون راندن دسته جمعی از خانه هایشان بیرون راند. گمان نمی کردید که بروند، و خودشان پنداشتند که حصارها و دژهای استوارشان در برابر خدا جلوگیری خواهد کرد ولی [اراده کوبنده] خدا از آنجا که گمان نمی کردند به سراغشان آمد و در دل هایشان رعب و ترس افکند به گونه ای که خانه هایشان را به دست خود و به دست مؤمنان ویران کردند. پس عبرت بگیرید ای صاحبان بینش و بصیرت!)) ★*******★ کانال راه رشد https://eitaa.com/joinchat/1422065876C7720d5cca4
جناب سعدی در کتاب گلستان از دوران جوانی اش، به مرگ یکی از آشنایان اشاره می کند. سعدی می گوید دلبستگی شدید و فراق بعد از آن ذات دنیایی دنیا را به او نشان داد و فهمید که نباید دلبسته شود. ((کاش آن روز که در پای تو شد خار اجل دست گیتی بزدی تیغ هلاکم بر سر تا در این روز جهان بی تو ندیدی چشمم این منم بر سر خاک تو که خاکم بر سر)) قِيلَ لَهُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَمَا تَقُولُ فِي اَلدُّنْيَا قَالَ ((مَا أَصِفُ مِنْ دَارٍ أَوَّلُهَا عَنَاءٌ وَ آخِرُهَا فَنَاءٌ فِي حَلَالِهَا حِسَابٌ وَ فِي حَرَامِهَا عِقَابٌ)) به امیرالمومنین(ع) گفته شد درباره دنیا چه می گویی؟ فرمود: ((چه بگویم درباره سرایی که اول آن رنج و درد است، و آخر آن مرگ و فنا. در حلال آن حساب کشی است و در حرامش عقوبت و بلاکشی)) نهج البلاغه، خطبه ۸۲ ((چنان می جادویی سازد زمانه که کس دستش نبیند در میانه بدست چپ نماید این شگفتی تو پای راست نِه در پیش و رفتی ترا با جادویی او چه کارست؟ مقامت نیست دنیا ره گذارست! جهان بر ره گذر هنگامه کردست تو بگذر زانک این هنگامه سردست چه بخشد چرخ مردم را در آغاز که در انجام نستاند از او باز؟!)) اسرارنامه، عطار ★*******★ کانال راه رشد https://eitaa.com/joinchat/1422065876C7720d5cca4
سیاره شناسی گرایشی جذاب از علم نجوم است. سیاره کانکری (خرچنگ) ۵۵ در کهکشان راه شیری حدود ۴۰ سال نوری با زمین فاصله دارد. ابعاد این سیاره ۸ برابر زمین است. برایتان جالب خواهد بود که بدانید سطح این سیاره از الماس تشکیل شده. تصورش جالب است قدم زدن بر روی الماس! سیاره واسپ ۱۷ سیاره دیگری در کهشان راه شیری است که ۱۳۰۰ سال نوری از ما فاصله دارد. ابعاد این سیاره ۷ برابر مشتری (بزرگ ترین سیاره منظومه شمسی) است. این سیاره مانند زمین دارای ابرهای فراوان است. ولی ابرهایی نه از جنس آب، بلکه از جنس سیلیس و کواتز؛ به همین خاطر در نمایی که این سیاره در تلسکوپ نشان می دهد ابرهایی براق و درخشنده در آسمان آن معلق و در حال عبور اند! برای دیدن سیارات عجیب لزومی ندارد حتما از منظومه شمسی خارج شویم. زحل در همین نزدیکی ست! سیاره ای با حلقه های زیبا و منظم که خداوند دور آن قرار داده و همچنین توفانی عظیم در قطب شمالی این سیاره که یک شش ضلعی منظم را تشکیل می دهد؛ کسی علت دقیق این پدیده را نمیداند. اینها ۳ نمونه از سیارات جالب شناسایی شده بود. دانشمندان تخمین می زنند به ازای هر دانه شن موجود در روی زمین، ۱۰ هزار ستاره در جهان مرئی وجود دارد. و تعداد سیارات از تعداد ستارگان نیز بیشتر است. ((یا مَنْ لَا تَنْقَضِی عَجَائِبُ عَظَمَتِهِ، صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ احْجُبْنَا عَنِ الْإِلْحَادِ فِی عَظَمَتِک ای کسی که شگفتی‏‌های عظمتت پایان‌بردار نیست، بر محمد و آلش درود بفرست و ما را از انکار عظمتت بازدار. وَ یا مَنْ لَا تَنْتَهِی مُدَّةُ مُلْکهِ، صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَعْتِقْ رِقَابَنَا مِنْ نَقِمَتِک. ای آن که دوران فرمانروایی‌ات را نهایت نیست، بر محمد و آلش درود بفرست و ما را از عقوبتت رهایی ببخش. وَ یا مَنْ لَا تَفْنَی خَزَائِنُ رَحْمَتِهِ، صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اجْعَلْ لَنَا نَصِیباً فِی رَحْمَتِک. ای کسی که گنجینه‌های رحمتت فنا نمی پذیرد، بر محمد و آلش درود فرست و برای ما از رحمتت نصیب و بهره‌ای قرار ده.)) صحیفه سجادیه، دعای پنجم. ★*******★ کانال راه رشد https://eitaa.com/joinchat/1422065876C7720d5cca4