eitaa logo
❀' سَبڪ‌ِشُھَכآ '❀
2هزار دنبال‌کننده
13.3هزار عکس
3.8هزار ویدیو
143 فایل
•|به‌نام خدا|• 《به فکر مثل شهدا مردن نباش به فکر مثل شهدا زندگی کردن باش》 شهید‌ابراهیم‌هادی کپی❗️حلالت رفیق ولی برای شهادتمون و فرج آقا دعا کن شروع‌ما←¹⁰مهر¹⁴۰¹🍃 شروط🌸↓ @sabke_shohadaa_short کانال‌محفل‌هامون🌱↓ @mahfe_l کانال‌خدمات🌿↓ @ww0403
مشاهده در ایتا
دانلود
شهید حسین محبوبی نیه در تاریخ 1/4/1339 دیده به جهان گشود. ایشان در سال 56 تحصیلات خود را با اخذ مدرک دیپلم طبیعی به پایان رساند. شهید جوانی خوشرو و خوش اخلاق بود و برای پدر ومادرش احترام زیادی قائل بود. در اوقات فراغت در امور کشاورزی ودامداری به خانواده کمک می‌کرد. اهل مطالعه بود و آثار آقای قرائتی و اکثر کتب استاد مطهری را نیز مطالعه می‌کرد. قبل از انقلاب اعلامیه و کاست‌های امام را که به وسیله دانشجویان به دستش می‌رسید مطالعه و به مردم روستا انتقال می‌داد. همچنین در راهپیمایی‌ها حضور فعال داشت، ‌بعد از پیروزی انقلاب هم گوش به فرمان امام بود و مدتی هم در جهاد سازندگی مشغول به کار شدند. در مدت خدمت سربازی 15 ماه در جبهه سرپل ذهاب حضور داشت.
فرازی از وصیت نامه🕊 تمامی معلمان می‌خواهم خصوصا معلمان امور تربیتی برای خدا کار کنید. اکسیر کارتان محبت باشد و با محبت دانش‌آموزان را به اسلام دعوت نمائید و در راس کارتان هم مسلمان کردن بچه‌ها باشد. از کلیه دانش‌آموزان هم می‌خواهم درس را برای خدا بخوانند. همراه با درس خواندن به مطالعه کتب اسلامی به ویژه رساله امام بپردازند و مسائل شرعی و قرائت نماز را خوب یاد گیرند و به نماز اهمیت دهید. خدا نکند دانش‌آموزی در جمهوری اسلامی نمازش را نخواند که این گناهی نابخشودنی است و به نماز جماعت هم اهمیت بدهید. نگذارید بچه‌‌ای بی بند و بار بار بیاید با دوست شدن با او را از بی بند وباری در بیاورید. انشاا... امیدوارم که خداوند همگی ما را مشمول رحمات خود قرار دهد و همه ما را و پدر و مادر ما را بیامرزد. امیدواریم بتوانیم مسئولیتی که شهدا و اسرا و مجروحین و رزمندگان بر دوش ما نهاده‌اند با گناه نکردن خود آن مسئولیت را به نحو احسن انجام می‌دهیم. ان‌شاا...
عکس شهید در کنار برادر شهید خود حسن محبوبی😍🌱
16.29M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 ⚠️ما نزدیک « قله فتح و حاکمیت » اسلام هستیم ... 🔸چرا بعضی ها این جمله از رهبری رو باور نکردند ؟! ᚐᚑᚒᚓᚔ﴾💚﴿ᚔᚓᚒᚑᚐ الـٰلّهُمَ؏َجــِّلِ‌لوَلــیِّڪَ‌اَلْفــَرَجْ‌بحق‌ حضࢪٺ‌زینب‌ڪبرۍ‌سلام‌الله‌علیها‌♥️🤲 💚 ☘ ┄═❁🍃🪴🍃❁═┄ «سبک شهدا»♥️•𝑱𝒐𝒊𝒏⤹
❀' سَبڪ‌ِشُھَכآ '❀
#شرح_و_تفسیر_دعای_عصر_غیبت #قسمت 9⃣1⃣ 👌این دعا سه خط اولش که با «اَللَّهُمَّ عَرِّفْنٖی نَفْسَكَ» ش
0⃣2⃣ 🌸 پیغمبر (ص) می گوید؛ «اِرْحَمْ خُلَفائی» خدا جانشین من را رحمت کند. پرسیدند جانشینان شما چه کسانی هستند؟ گفتند؛ آن کسانی که بعد از ما می آیند و حلال و حرام را برای مردم می گویند. 👈 آیا این حدیث در دفاع از عالمان نیست؟ و احادیثی دیگر.... آن احادیثی هم که می گویند علما جلوی امام زمان (عج) می ایستند باید نگاه کرد که، کدام علما منظور است؟👇 ❌ علمایی که به تعبیر مقام معظم رهبری تشیع انگلیسی، تشیع لندنی، افرادی که با لباس پیغمبر (ص) بین شیعه و سنی تفرقه می اندازند! افرادی که با لباس پیغمبر به آیت الله بهجت (ره)کافر، مشرک، مرتد، زندیق و.. می گویند!! 💢 فیلم هایی هست! که در آن نشان میدهد ممکن است کسی قیافه ی خیلی نورانی هم داشته باشد، اما به خاطر تفکر غلط و.. که دارد به راحتی به دین و پیغمبر (ص) و امثال اینها توهین می کند! 🚫 در فیلمی مجتبی شیرازی، برادر سید صادق شیرازی به آیت الله بهجت(ره) توهین می کند. اینها هستند که جلوی امام زمان (عج) می ایستند! ♨️ افرادی مثل عبدالکریم سروش (عالم دین نیست، ولی به عنوان روشنفکر دینی او را می شناسند) این آقا که اوایل انقلاب کنار آیت الله مصباح می نشست و با حزب توده و مارکسیسم مناظره می کرد.. چه شد از این رو به آن رو شد؟ که صراحتا بیاید و بگوید که امام زمان(عج) از لحاظ تاریخی قابل اثبات نیست!😳 قرآن کلام پیغمبر (ص) است و کلام خدا نیست! اینها به کجا می رسند، چرا این افراد اینطوری می شوند؟ چون ثابت قدم بر دین ندارند. 📖 آیه ی[۱۰/روم] «ثُمَّ کانَ 🥀 عاقِبَةَ الَّذینَ أسآؤُاالسُّوآی أَنْ کَذَّبُوا بِآیاتِ اللّهِ وَ کانُوا بِها یَسْتَهْزِؤُنَ » 👌 می گوید عاقبت آنانی که «أسآؤُاالسُّوآی» خیلی گناه کردن عاقبت کارشان به تکذیب آیات الهی و حتی استهزای آنان می رسد.⚠️ 💽 برگرفته از فایل شماره (۲) 📖 شرح و تفسیر دعای عصر غیبت 🎤 استاد احسان عبادی ... ᚐᚑᚒᚓᚔ﴾💚﴿ᚔᚓᚒᚑᚐ الـٰلّهُمَ؏َجــِّلِ‌لوَلــیِّڪَ‌اَلْفــَرَجْ‌بحق‌ حضࢪٺ‌زینب‌ڪبرۍ‌سلام‌الله‌علیها‌♥️🤲 💚 ☘ ┄═❁🍃🪴🍃❁═┄ «سبک شهدا»♥️•𝑱𝒐𝒊𝒏⤹
انسان شناسی 57.mp3
12.6M
۵۷ 📝 لطفاً یک قلم و کاغذ بردارید‼️ و بنویسید از صبح که از خواب برمی‌خیزید؛ فاصله‌ی هر یک ساعت را ( مثلا ۵ تا ۶ صبح ـ ۶ تا ۷ صبح ـ .... ۱۱ تا ۱۲ ظهر .... ۲۰ تا ۲۱ و ...) چگونه، برای چه هدفی، و با چه سطحی از علاقه و تمرکز می‌گذرانید؟ ▫️بعد از این تست، و شنیدن این پادکست، می‌توانید کمی اوضاع انسانیِ خود را چکاپ کنید!
1_2286423486.mp3
9.08M
مَن‌دُعآي‌فَرج‌میخوآنَم‌بیـآآقـا؎ِمَن! ♥️⸾•𝐉𝐨𝐢𝐧❁•↷ ❪@sabkeshohadaa🍂
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
نماز سکوی پرواز 16.mp3
4.28M
16 ❣در طول روز؛ چند بار آرامشت رو از دست میدی؟ چند بار نگران میشی؟ چند بار عصبانی میشی؟ خدا يه چتر برای قلبت باز کرده، تا روزی پنج بار،زیرش پناه بگیری، و آروم بشی
❀' سَبڪ‌ِشُھَכآ '❀
.           🇮🇷《به نام او که یادش آرامش دلهاست》🤲 اسم تو مصطفاست🥺           🇮🇷زندگینامه #شهید مصطفی
.           🇮🇷《به نام او که یادش آرامش دلهاست》🤲 اسم تو مصطفاست🥺           🇮🇷زندگینامه مصطفی صدرزاده🌷                        《قسمت شانزدهم 》 برای مجلس عقد🕊... 🇮🇷 مهمان ها آمده بودند و بیشترشان هم از شهرستان بودند. بود و خانه حسابی شلوغ. عمه ها، دایی ها، مادر بزرگ، پدربزرگ، فامیل دور، فایل نزدیک، همسايهٔ دستِ راست و دستِ چپ و رو به رو! محضر تا خانهٔ ما چهار پنج خانه فاصله داشت. می شد پیاده رفت، اما همان راه کوتاه را هم با ماشین رفتیم. تازه گواهی نامه گرفته بودی و خودت رانندگی می کردی. کت و شلوار مشکی پوشیده بودی و پیراهن سفید.❤️💚 بعدها برایم گفتی: "همون شب که می خواستم بیام خواستگاری، رفته بودم سر کوچه برای مامانم خرید کنم. سجاد را دیدم ایستاده بود توی مغازه. خواستم بگم یه دست کت و شلوار شیک داری بدی بپوشم بیام ؟ دیدم خودش با دمپایی وایساده اونجا!" خندیدی، از همان خنده های بلند کودکانه و گفتی: "راستش، هرچی پول گیرم می اومد، خرج پایگاه می کردم و چیزی ته کاسه نمی موند برای پس انداز." آدم و لخرجی بودی. این را بعدها فهمیدم. شاید نشود گفت ولخرج. 💚🌺 🇮🇷از این آدمهایی بودی که پول به جانشان بسته نیست و این البته نمی تواند بد باشد. شبی که قرار بود فردایش ، مادرت پارچه ساتن سفید و طلای را به خانه مان آورد: "سمیه جان، خودت هویه کاریش کن و دورش گل بزن. برای سابیدن قند روی سرت میخوام." همان شب با شابلون استیل دور تا دورش را نقش گل رز انداختم. رزها روی پارچهٔ ساتن سفید و  طلایی جلوهٔ خاصی داشتند.💐 ساعت ده شب بود که مادرت زنگ زد: "گفتن فردا آب قطع می شه، برقم!"  مامان که شنید زد توی : "وای خاک بر سرم، حالا چی کار کنیم سجاد؟" سجاد و سبحان آمدند پیش تو. نیم ساعت بعد سه تایی با هم آمدید با یک تانکر. تانکر را در پارکینگ گذاشتید و بنا کردید به شستنش. تا دیر وقت،  صدای قهقه تان شنیده می شد. _ کف تانک پر از خزه س. دوماد آستینا را بزن بالا، خودت زحمتش رو بکش! تو را کرده بودند داخل تانکر و دادت بلند بود:😁❤️ 🇮🇷"بابا چرا شلنگ رو گرفتین رو سرم، گیر آوردین!"  مامان تو آشپزخانه غذا درست می کرد. زرشک پلو با مرغ و خورشت فسنجان. عطر و بوی غذا در خانه پیچیده بود. صدای جیغ و داد و گریه و خندهٔ بچه ها بلندبود. تا نیمه شب همه بیدار بودند. دور تا دور پارچهٔ قند سازی را با هویه گل زدم. _ بابا این تانک سوراخه! شلیک خنده شما از پایین می آمد.☺️💚 آن شب شاید...🕊 .... ┄═❁🍃🪴🍃❁═┄ «سبک شهدا»♥️•𝑱𝒐𝒊𝒏⤹
💚بسم الله الرحمن الرحیم💚 📣شروع پست های سیاسی📰❗️🗞🌱♥️