تاوان میدهند، در هزارتوی لرزان ذهن، آنگاه که نام خویش را از دهان تاریکی پس میگیرند و در خم بیپایان تباهی، آخرین پرتو یقین نیز به خاکستر تردید بدل میشود.
آنجا که بودن، تنها سایهای معلق بر لبهی فروپاشیست، و هر تپش معنا، پیش از تولد، در گلوگاه نیستی خاموش میگردد.