آشیانه.
چه چیزهایی به زندگیتون رنگ میدن که اگه نباشن زندگیتون سیاه و سفید میشه...
دوست.
واقعا دوستام به زندگیم رنگ میدن و نمیدونم چجوری قراره سال های آينده رو بدونشون بگذرونم.
از یه چیزی که واقعا میترسم اینه که کسی نخواد باهام دوست بشه و تنهای سال های آینده رو بگذرونم
واقعا باعث نارحتی و نگرانیم میشه.
از تنهای میترسم!
حسودی میکنم به آدم های که مشکلی با تنها بودن ندارن
تنهای غذا میخورن،
تنهای میتونن برن خرید،
من اصلا نمیتونم این کارو بکنم احساس میکنم از درون دارم خفه میشم
ميترسم از اینکه تنها باشم.
میدونید چی این ویدئو هارو باحال میکنه
اون کسی که ویدئو هارو میزاره چون اون آدمه باحالیه دقیقا مثله من
زندگی شبیه یه جعبه شکلاته
هیچوقت نمیدونی چی توشه
الان تلخه
اما دفعه دیگه
قراره شیرین بشه!!!!
_Dazzling
آشیانه.
چه چیزهایی به زندگیتون رنگ میدن که اگه نباشن زندگیتون سیاه و سفید میشه...
یکی از چیزایی که به زندگیم رنگ میده فکرامه چیزی که باعث میشه گاهی شروع به نوشتن کنم گاهی یا بهتره بگم اکثرا شاید رنگشون سیاه و سفید باشه ولی همین فکرها هم یه جوری به زندگیم جون میدن یه جور معنا یه جور حرکته بیوقفه.
انگار حتی وقتی همهچیز ساده و بیرنگ به نظر میاد باز یه چیزی توی ذهنم هست که نمیذاره دنیا کاملاً بیروح و زننده بشه انگار هنوز یه چیزی برای خلق کردن هست.
جالب اینجاست که این رنگها هم همیشه ثابت نمیمونن گاهی یهو اون رنگ های سیاه و سفید سنگین میزنن به یه سری رنگ های ملایم و آروم که گوشه ذهنم نشستن و دارن دیوار های ذهنم رو زنگ میکنن
و با بخودشون به هم باعث میشن فکر های منم گاهی کمی ملایم تر رفتار کنن کمی آروم بگیرن و بزارن رنگ های دیگه هم سهمی توی زندگیم داشته باشن
انگار این تغییر رنگ ها همون چیزیه که باعث میشه حس زندگی کردن گاهی دلش بخواد پست سرم راه بره...
حتی اگه اون رنگ ها گاهی خیلی تند باشن و یا گاهی اونقدر آروم و بیصدا که انگار برای همیشه موندی هستن..گاهی از شدته فکر رنگ میبازن و توان راه رفتن ندارن..گاهی اونقدر هیجان دارن که انگار میتونن هر کاری بکنن.
انگار گاهی میتونن به همه چی معنا بدن.
پس شاید زندگی خیلی ها سیاه و سفیده ولی هنوز کاملا بیروح نشده هنوز توی اون سیاه و سفیدی، رنگ های ملایم ذهن تکه از ستاره های روشن رو محکم بغل کردن تا هنوز گاهی بتوینم بعضی چیز ها رو رنگی ببینیم